تبليغاتX
عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

87/04/31

وفا غایتِ وفاقت است.....


همت، خواست است از دل، به قیمت دل. همتِ کسی ، قیمتِ وی است، و آن به همت از ازل، نشانِ وی است و بر ابد، مِهر وی است.



عشق درد نیست ولی به درد آرد، بلا نیست ولیکن بلا به سرِ مرد آرد.چنانکه علت حیات است، همچنان سبب ممات است. هر چند مایه ی راحت است، پیرایه ی آفت است...





ح.ا. از صبح خنده ام بند نمیاد!! دست خودم نیست به جان تو!
ح. ا. این الناز هم هر روز خونه ی مامانشه ها!
ح.ا. چرا خورشید می تابه؟ چرا می چرخه زمین؟ عشق من بگو چرا؟ تو فقط بگو همین!! (جو گیر نشید بابا صبح تو تاکسی گذاشته بود منم دارم زمزمه می کنم.!!)
حرفهای گل دختر در 10:50 |  +   • 

87/04/30

خدای مهربونم تو واسه من چقدری؟؟؟؟؟؟؟؟

سایه راست میگه.به حرفش اعتقاد دارم.شایدم واسه همین این اتفاقا داره می افته...الان هنوز مطمئن نیستم.
توی یه رابطه دو نفره یه سری قانون هست که هر دو بهش پایبند ند.حالا این قانونا یا مکتوب شدن یا جزو قانون های نانوشته شده است.که این بر میگرده به مقدار اعتمادی که طرفین نسبت به هم در مواجه با اجرای قوانین دارن.رابطه ی هر کدوم از ما با خدا هم یه سری قانون داره.به قول علیرضا شخصیت داستان: خدا تنها موردیه که اگه قرار باشه وجودش رو آزمایش کنی اول باید باورش کنی بهش اطمینان داشته باشی و اعتماد! یعنی هر اندازه که  خدا رو باور داشته باشی ، خدا همون مقدار برات وجود داره.هستی ِ خدا ربطی به ایمانِ ما نداره اما احساس این هستی، کاملا به میزان ایمان ما مربوطه! حالا باید بشینیم فکر کنیم خدای ما چقدر متعاله؟ چقدر می تونه؟ قادر به انجام چه کارهایی هست؟



ح.ا. این حرفای بالا یه افق جدید تو زندگیم بوجود آورده. خیلی قشنگه.خیلی...



ح.ا. بعد از این کتابهایی که خوندم و همش چیزایی رو میدیدم و میخوندم که بهشون اعتقاد داشتم یا حرف دلم بوده، به این نتیجه رسیدم که نویسنده ها رسالت بزرگی به گردنشونه! یادآوری تمام چیزایی که باورشون داریم اما یادمون رفته!!!!!!
حرفهای گل دختر در 9:15 |  +   • 

87/04/29



اگه دقت کنین می بینین این درخت تو مسیر بقیه ی درخت ها نیست!واسه همینم وقتی کلاس اول بودم یه بار با مخ رفتم تو این درخته!

صبح اومدم دیدم همه ی دوستان اهل هنرم، به فقیر شدن دوباره ی ما تو عرصه ی هنر اشاره کردن...فکر کنم من تو جایگاهی نیستم که بخوام حرفی دربارش بزنم.فقط میگم که دلم خیلی گرفت...خیلی....



به قول عمو علی که قبلا تو وبلاگش مینوشت:
خودم؟ :  خوبم...شکر...مثل همیشه قانع به هر چی که خدا جلو پام میذاره ولی یه کم عجول، گله مند و کم تحمل تو این روزها...که هر کدوم دلیل خودش رو داره.ولی چیز جالب اینه که عوض شدم! خیلی!

دلم؟ :  هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسس!! خوابیده...آروم مثل یه کانگرو تو بغل مامانش....
آروم و یه کم مضطرب...فقط یه کم...



بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 8:49 |  +   • 

87/04/25

خسته ام میفهمید؟!

 

خسته ام میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن و عشق.
خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثۀ ساعقه بودن در باد....
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید.
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
(این آخرشو شرمنده !!! پاک شد!)
بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 8:19 |  +   • 

87/04/24

طناب پاره به هیچ دردی نمی خوره.....


چند وقت پیش یکی از عزیزانم بهم یه جمله ای رو گفت که....

" درسته اگه طناب محبت بین دو نفر اگه پاره بشه،وقتی گره بزنیش اون دو نفر به هم نزدیک تر میشن اما اون طناب یه گره داره که هیچ وقت از یاد هیچ کس نمی ره..."





یه چیز دیگه بگم؟ به نظر من داشتن چروک روی صورت ملاک خوبی واسه سنجش تجربه های یه آدم نیست... بعضیا رو قلبشون چروک افتاده واسه خاطر تجربه هاشون....





ح.ا. راستی این روزا همه گوگل دسکتاپ دارن...شما چطور؟


بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:14 |  +   • 

87/04/23

از پنجره
من
در بهار می نگرم
که عروس سبز را
از طلسم خواب چوبینش
بیدار می کند.

من و جام خاطره را،و بهار را
و ماهی سرخ را
که چونان « نقطه پایانی » رنگین و ’مذ ّ هب
فرجام بی حصل تبار تزئینی خود را
اصرار می کند.





 
حرفهای گل دختر در 10:43 |  +   • 

87/04/22

یه تکه از داستان "شیطان و دوشیزه پریم"

 

پیاده روی درازی بود،تپه ی بلندی بود، آفتاب تندی بود.عرق می ریختند وبه شدت تشنه بودند.در یک پیچ جاده، دروازه ی تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می شد و در وسط آن چشمه ای بود که آب زلالی از آن جاری بود.رهگذر رو به مرد دروازه بان کرد.
-
روز به خیر

دروازه بان پاسخ داد: روز به خیر

-
این جا کجاست که اینقدر قشنگ است؟

اینجا بهشت است
.
-
چه خوب که به بهشت رسیدیم.خیلی تشنه ایم
!
دروازه بان به چشمه اشاره کرد و گفت: می توانی وارد شوی و هر چقدر دلت میخواهد آب بنوشی
.
-
اسبم و سگم هم تشنه اند
.
نگهبان گفت: واقعا متاسفم.ورود جانوران به اینجا ممنوع است
.
مرد خیلی ناامید شد.چون خیلی تشنه بود اما حاضر نبود تهایی آب بنوشد.از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد.پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند به مزرعه ای رسیدند.راه ورود به این مزرعه دروازه ای قدیمی بود که به یک جاده ی خاکی با درختانی در دو طرفش باز می شد. مردی در زیر سایه ی درخت ها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود.احتمالا خوابیده بود
.
مسافر گفت: روز به خیر

مرد با سرش جواب داد
.
مسافر گفت: ما خیلی تشنه ایم. من و اسبم و سگم
.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ ها چشمه ای است که می توانید هرچقدر خواستید بنوشید
.
مرد اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگی شان را فرو نشاندند
.
مسافر برگشت تا از مرد تشکر کند. مرد گفت: هر وقت دوست داشتید برگردید
.
مسافر: فقط می خواهم بدانم نام اینجا چیست؟

"
بهشت
"
-
بهشت؟ اما نگهبان دروازه ی مرمری هم گفت آن جا بهشت است
!!
"
آن جا بهشت نیست. دوزخ است
."
-
پس باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نامِ شما استفاده نکنند.این اطلاعات غلط می توانند باعث سردر گمیِ زیادی شوند
.
"
کاملا برعکس!!در حقیقت لطف بزرگی به ما می کنند.چون تمام آن هایی که حاضرند بهترین دوستان شان را ترک کنند، همان جا می مانند
....."





 

 


بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:18 |  +   • 

87/04/20

شب آرزوها....


معناي لغوي ليله الرغائب به معناي شب آرزوها است و در يك نگاه خاص ميتوان اين گونه برداشت كرد كه در اين شب ارواح مسلمين نسبت به فرصت هاي از دست رفته در جهان مادي براي كسب جايگاه ابدي مطلوب حسرت مي خورند و آرزو و تمناي ايشان بر اين است كه اي كاش فرصت دوباره براي حضور در جهان را بدست مي آوردند و پيام ايشان براي بازماندگان بر اين است كه تا فرصت باقيست در جهت تامين آخرت بكوشند.






بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 21:58 |  +   • 

87/04/19

سكووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت



تا حالا واسه نمره ي 10 انقدر خوشحال نشده بودم!! 10!!! چه عدد قشنگي!!





بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 17:24 |  +   • 

87/04/18

نامه های عاشقانه ی نیما....

به عالیه عزیزم
وقتی که بر خلاف توقعات ما ، کسی یا چیزی ، ما را مجذوب می کند نباید تعجب کنیم . قانون کلی این تجاذب گاهی چنان در طبیعت مستتر است که توقعات ما به آن مربوط نیست
به هر ترتیب که هست محبت من تو را جذب می کند . یقین بدار تمام قلب ها مثل قلب شاعر آفریده نشده است . ضعف و شدت در تمام اشیا مشاهده می شود . پس هیچ کس مثل من ، تو را دوست نخواهد داشت . از پشت یک ورقه کاغذ ، آهن ربا را تکان بده . سوزنی کهروی کاغذ است تکان می خورد . علاقه های دور دور با قلب همین حال رادارند . تو هم از پشت پرده ها به من دست تکان می دادی
در این صورت به قلب و مقدار حساسیت اشخاص نگاه کن . از این جاست که می توانی در آن قلب پناه جویی
عالیه ! میل داری امتحان کن . تاریخ و آثار شعرای بزرگ را بخوان . مسلم خواهد شد که قلب مبدأ همه چیز ها است و هیچ کس مثل آن شعرا نتوانسته است حساسیت به خرج داده باشد . بعد از آلان نظرت را رو به جمعیت پرتاب کن : غالب اشخاص خوش لباس و خوش هیکل را خواهی دید که بد جنس بی محبت و بی وفا هستند . پس به دستی دست بده که دستت را نگاه بدارد . به جایی پا بگذار که زیر پای تو نلغزد
موج های دریا ، که در وقت طلوع ماه و خورشید این قدر قشنگ و برازنده است ، کی توانسته است به آن اعتماد کند و روی آن بیفتد ؟ ولی کوه محکم ، اگر چه به ظاهر خشن است ، تمام گل ها روی آن قرار گرفته اند
بیا ! بیا ! روی قلب من قرار بگیر



حرفهای گل دختر در 15:11 |  +   • 

87/04/17

تازه شروع شده!!


امتحانا تموم شد.خيلي سبك تر شدم اما حالا بايد به تعهداتي كه به خودم دادم عمل كنم كه اين تعهدا از درسام هم مهم تره هم شيرين تر... كلي كار دارم كه بايد بنويسمشون و به تك تك شون عمل كنم. و وقتم هم خيلي كمه! همش دوماه!! بعدش دوباره ترم جديد شروع ميشه و بازم بايد يه مشت استاد دروغ گو وخالي بند و تحمل كنم(اين ترم هر كدوم گفتن فلان تيكه تو امتحان مياد خالي بندي بود!!)

بي خيااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال!!!iiiiiiiii!!!!!!!!







ح.ا. مي گن اگه كسي اومد پيشت وپشت سر يه نفر سومي حرف زد مطمئن باش (شك نكن) پشت سر تو هم ميره جاي ديگه حرف ميزنه!! حااااااااااااااااااالم ازشون به هم مي خوره وتحملشون برام در حد مرگ سخته!!

ح.ا. من باب بحث دو پست قبلم بايد بگم كه بعضي ها تلقين مي كنن به خودشون كه از رو آگاهي عاشق شدن و اينا...درواقع فكر ميكنن چشمهاشون بازه اما فقط ديدشون مستقيمه...راه رو درست ميبينن ولي چاه رو زير پاشون نمي بينن!! بعضي هم ترجيح ميدن چشم هاشونو ببندن و تنهايي گز گنن...

ح.ا. دلم گرفته...دلم خيلي خيلي گرفته... اينم بمونه...؟؟؟؟

ح.ا. راستي يه سوال؟ براي صاف كردن صدا همون آب داغ كافيه؟ يا حتما بايد بذاري آب جوش بياد؟؟؟ (چشمك)
حرفهای گل دختر در 17:3 |  +   • 

87/04/16

ابهام در حرف کلام نگاه و در زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  پیرو همون حرفم درباره ی تاکسی ها و آهنگ هایی که ناگزیریم گوش بدیم:

تن رود همهمه ی آب

          من پر از وسوسه ی خواب......


ای کاش تا ابد....





ح.ا. همه از اطراف و اکناف میگن گل دختر مواظب خودت باش! آخه من که مواظب خودمم ولی راننده ای که تو اتوبان امام علی با یکی دیگه میخواد کل کل کنه!!! اون که دیگه مواظب من نیست که!!

ح.ا. پیرو پست قبلی اینو بگم که چه عشق و چه دوست داشتن، از رو آگاهی که باشه...همه چی حله...

بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 8:37 |  +   • 

87/04/14

تازه بدنيا ميام!!


تعريف هايي كه بتونن بين دوست داشتن و عشق مرز تعيين كنن زيادن...ولي به نظرم هيچ حد و مرزي بينشون نيست..من هيچ كدوم اين تعريفا رو قبول ندارم.نمي دونم اصلا تفاوتشون در چيه ولي اينو ميدونم كه عشق آخرش هيچه و دوست داشتن آخرش همه چي...فكر كنم بشه اين جوري تفسيرش كرد :

عشقي كه برپايه ي دوست داشتنه به مراتب واقعي تر و موندگار تر از دوست داشتنيه كه بر پايه ي عشقه...

"خودتو عشقه!!"



ح.ا. خيلي سعي كردم خلاصه باشه!!

ح.ا. تو پست قبلي كه گفتم مخاطب خودم و خودت(!!)" اين "خودت" در واقع هيچ كسه....هيچ كس!!

ح.ا. دلم ميخواد مثل يه بچه تازه بدنيا بيام...تازه ي تازه...

ح.ا. صفر هم عدده!! از "هيچ" بيشتره و بهتر!! شروع ميكنيم صفر...يك...دو...بيا تا آخرشو با هم بريم...هستي؟


حرفهای گل دختر در 21:43 |  +   • 

87/04/13

بی تابم آن چنان که درختان برای باد


چشماتو نیمه باز نگه دار...همه چی میبینی ولی تار....حالا باز کن...ببین اون شاخه گلی رو که رو کویر روئیده بود نمی دیدیش ولی حالا....







ح.ا. دیگه کوتاه...خیلی کوتاه...جوری که خودم و خودت(!!) بدونیم یعنی چی....

ح.ا. یه فلش بک به پارسالِ "گل دختر" زدم.عجب شاد و پرانرژی بوده.ولی پست به پست میشه زوالش رو دید..چیزی به آخراش نمونده...ایستگاه آخر مسافرا پیاده شن!

ح.ا. بازم یه حرکت دیگه!  جستجو کردم ببینم درباره گرم کردن زمین چی هست؟ دیدم همه میگن امان از این گازهای گلخانه ای!!

بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 21:17 |  +   • 

87/04/11

اوست نشسـته در نظر من به كجا نظــر بــــرم*** اوست گرفته شهر دل من به كجا سفر بــــرم


ویرایش می شود:
این روزها چیزهایی که موجبات خنده و شادی ام را فراهم میکند این دو عبارت است:

"500"      "فردا تو اینباکسته"

این روزها فقط یه جمله است که آزارم میده:

حضور ناقص و مرخصی های زیاد....

دلم گرفته واسه این بی عدالتی....خدا خودت میدونی...همه چی رو....مثل همیشه خودت درستش کن....


دوایی خیلی خرررررررررررررررررررررررری





دلم آرامش میخواد و می دونم که به زودی میاد سراغم و رو سیاهیش میمونه به همون دوایی که خیلی خره

ح.ا. واسه مشکلات محل کارم تا حالا گریه نکرده بودم که اونم به شکر خدا قسمت شد!!!



بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 8:45 |  +   • 

87/04/10

گزارش گل دختري!!!!!


1 2 3....
آزمايش ميشه!! ميكروفون درسته؟
ساعت يك و ده دقيقه نصف شب!

آلمان واقعا ضايع بود!! اسپانيا از سمت راست تقريبا نفوذ هاي عالي داشت و يكي از اونها گل شددددددددد




FERNANDO TORES

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتت داررررررررررررررررررريم

خب اين جام هم تموم شد به اميد قهرماني "ايران " تو جام جهاني :-d

من ديگه برم بخوابم!!


ح.ا. سرخوش تر از من نيست به جان شما!!!

ح.ا. 1     2      3
      4       این آخری واقعا باهاله!!!

بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 1:17 |  +   • 

87/04/09

آمده ام که سرنهم عشق تو را به سر برم*****ور تو بگوئیم که نی، نی شکنم شکر برم


استاد گرامی:

سلام.بنده خواستم تو این چند خط یه مسئله ای رو به خدمتتون عرض کنم.من اون دانشجوئی هستم که سرکلاستون جزوه نمی نوشت.خواستم بگم من چون از صبح تا ظهر سرکار بودم وساعت 3ظهر(دقیقا زمانی که آفتاب به شدت سوزانه) مجبور بودم بیام سر کلاس، وقتی به کلاس میرسیدم اصلا توانی برای نوشتن همزمان و گوش کردن به سخنان شما رو نداشتم. و با وجود اینکه برای جنابعالی حضور و غیاب دانشجو مفهومی نداشت سعی کردم در اکثر کلاسهای شما حضور داشته باشم تا بتوانم از سخنان شما استفاده کنم تا در زمان خواندن درس برای امتحان، مشکلی نداشته باشم.پس امیدوارم ننوشتن جزوه را از طرف بنده حمل بر بی ادبی و بی احترامی نگذاشته باشید.یه درخواستی هم از شما داشتم، با توجه به اینکه من دانشجوی کارشناسی ناپیوسته هستم و فقط یک ترم دیگر از درسهایم مانده، خواستم یه عنایتی بکنید و اگر در شان این ورقه هست نمره ی قبولی به من بدهید. این لطف شما رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.


چهارشنبه یه امتحان دارم که یه جوریه....می خونمشا...می دونم هم که نمی افتم ولی دلم میخواد واسه محکم کاری اینو پای ورقه بنویسم...گذاشتم اینجا هر کی نظری داره بگه و اینکه چجوری خلاصه ترش کنم!!! :-)

ح.ا. توی پست مادر که نوشته بودم ظاهرا یه سو تفاهمی شده...توی مصرع آخر شعری که فی البداهه نوشتمش، عنوان شده " ایشالله دوماد دار بشی" بعضی از دوستان متصور شدند که منظورم خودم بودم(!!!) ولی لازم به ذکره مامان من سه تا دختر داره(چشمک) و من اولی نیستم! (اینم به خاطر تشویشی که اذهان رو فراگرفته بود گفتم)



ح.ا. کسی هست فیلم انعکاس رو دیده باشه؟ اسم کاراکترها رو می خوام....مهناز افشار و حمید گودرزی میخوام ببینم تو فیلم اسمشون چیه....یه تیکه از فیلمو میخوام تصویر سازی کنم...هر چی فکر میکنم اسما یادم نیست...کمککککککککککککککککککککککک

ح.ا. راستی یه کشفی به عمل آوردم! اونایی که از رو فید اینجا رو میخونن هیچ وقت ادامه مطالب رو نمی بینن!!

ح.ا. یه چیز مهم دیگه! هیچ وقت فکر نمی کردم فروپاشی دولت این آقای شلخته!! خوشحالم کنه یا اینکه دعا کنم دیگه رای نیاره!!! هر چند ما کار خودمون رو میکنیم ولی اگه این دولت شلخته نباشه خیییییییییییلی بهتره....

بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:16 |  +   • 

87/04/08

من چه سبزم امروز ***** وچه اندازه تنم هشیار است





ح.ا. آره آقا جون!! من هر چی تیم روش دست گذاشتم حذف شد!! روسیه و ترکیه هم همینطووووووووووور
واسه همینم الان طرفدار دو آتیشه ی آلمان شدم! (ایشالله اسپانیا می بره!!)

یادم باشه یه چیزی درباره ی اون برکه وتیکه سنگ بهتون بگم

تو فکر پست آخرم...باید یه چیز توپ و تک باشه....یه ماه دیگه ...شاید زودتر یا دیرتر.....
حرفهای گل دختر در 12:26 |  +   • 

87/04/06

بين ما هر چي بوده تموم شده....عشق اين دوره چه بي دووم شده

حادثات فلکی چون نه به حدس من و توست
رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا ؟
مردم دانا اندوه نخورد بهر دوکار
آنچه خواهد شدنا و آنچه نخواهد شدنا







بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 23:19 |  +   • 

87/04/05

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر*****آری شود ولیک به خون جگر شود


این دوستم همش بهم میگفت یه روزی همه ناراحتیات تموم میشه ولی باورم نمی شد.احساس میکردم تو زمان بدون حرکت موندم.دیدی؟ نوشتم " احساس میکردم"

ح.ا. نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزار!! خوبه این ضرب المثل ها هستن.کلی حرف و حدیث رو میشه با یه جمله بیان کرد...بدون اینکه به خودت زحمت بدی فکر کنی از کجا شروع کنی بگی و چجوری بگی و ....

ح.ا. چیزی که سه سال خودتو کشتی بسازیش، دوماهه از هم پاچید!! از مورچه یاد بگیر....دوباره....دوباره بسازش ولی نه رو آب...


ح.ا. خدایا میشه همین جوری بمونی؟ همین جوری که هستی!! مهربون تر بشو ولی کارای بدمو به کسی نگو!! توبه خدایا توووووووووووووبه

ح.ا. یه پست داشتم خیلی وقت پیشا(پیداش نکردم) در مورد لحظه هایی که هست و لحظه هایی که نیست...
یه آهنگ تو آلبوم آریان هست.دقیقا ودقیقا حرفای منه!




بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 11:8 |  +   • 

87/04/04

مامان جونم روزت مبارک

قبل ازاینکه این آبجی شیطونه ما بدنیا بیاد٬ یه بار از رو جهالت(!!)از مامانم پرسیدم :

 

مامان تو تاحالا مثل این فیلما بالا سر من بیدار موندی؟من که یادم نمیاد!!من تاحالا شب تب نکردم که تو بالا سرم بیدار مونده باشی!!بیچاره مامانم نمی دونم ناراحت شد٬ نشد....گفت خب یادت نمیاد.ولی دیگه هیچی نگفت.بعد که این شیطونه به دنیا اومد نه تنها مامانم بلکه بقیه ی خانواده تا دوسال خواب راحت ندیدیم به چشممون ومن با تمام وجودم لمس کردم همه ی سختیهای یه مادر رو. به روایتی بعدها من طی یک مراسمی از مامانم معذرت خواهی کردم بابت سوالی که بی مورد پرسیده بودم و فهمیدم که واقعا بهشت همون زیر پای مامانا جاش خوبه خوبه

 

مامان جونم با اینکه بعضی وقتا به خاطر سادگی بیش از حدت یه کارایی میکنی یا حرفایی می زنی که من به خاطر (احمق بودنم ) عصبانی میشم از دستت (چون اینجا رو نمی خونه هر چی به دهنم میاد میگم) ولی خدائییییییییییییییییییییییییییییش نوکرتم تا عمر دارم.چاکرتم دربسسسسست.قربونت می رم هر روز.می میرم برات هر هفته. دوستت داررررررررررررررررررررررررررررررررررم اساسی

روزت مبارک ایشالله همیشه مامانم باشیییییییی

ایشالله دوماد دار بشیییییییییییییییییییییییییییی


ح.ا. همین الان (ساعت 9.38 صبح سه شنبه) کادوی روز زن رو گرفتم!! دلتووووووووووون بسوزه(چشمک)

ح.ا. فیلم انعکاس..دیشب رفتم دیدم تهنای تهنا...داستانش دقیقا همون چیزی بود که همیشه بهش اعتقاد داشتم...خوب بود.با اجازه این دفعه می خوا به طراح صحنه و لباس گیر بدم. من نمی دونم این یه تیکه بافتنی چی بود مهناز افشار همش رو سرش بود!! به این می گن حجاب؟ بابا من جای رهبر بودم حجاب رو آزاد می کردم انقدر به سیره ی حضرت فاطمه بی احترامی نکنن!! حال من هی هیچی نمی گما!!! ولی فیلم قشنگی بود...یه چیز جدیدی واسه گفتن داشت.یه حرفی که تا حالا تو فیلمی بیان نشده بود..درباره ی زن وشوهر....خوشم اومد.

ح.ا."این حرف اضافه ویرایش شد" راستش هر چی فکر کردم دیدم خب حالا که چی اینو من نوشتم؟ بعد حالا هی همه می گن خب این چیزی که دوست داری اسمش چیه؟ اینه که برای جلوگیری از تخریب اذهان عمومی پاکش کردم


بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:25 |  +   • 

87/04/03

سری داستانهای دو دقیقه ای پائولو کوئلیو


استاد می گوید:
جستجوی توضیحات درباره ی خداوند هیچ چیز را بر شما آشکار نمی سازد.می توانید به واژه های زیبا گوش دهید، اما آن ها در اصل خالی اند.درست همان طور که می توانید یک دائره المعارف درباره عشق بخوانید و عشق ورزیدن را نیاموزید!
هیچ کس هرگز ثابت نخواهد کرد که خدا وجود دارد.در زندگی برخی از چیزها را فقط باید تجربه کرد... و هرگز توضیحی درباره ی آن ها ارائه نداد.

عشق چنینی چیزی است.خداوند نیز_ که عشق است_ چنین چیزی است. ایمان یک تجربه ی دوران کودکی است به همان معنای جادوینی که عیسا به ما آموخت : کودکان ملکوت خداوند هستند.

خداوند هرگز وارد مغز شما نخواهد شد.دری که او استفاده می کند قلب شماست...


ح.ا. زمان حضرت عیسا به قبل، که آدما اندازه ی سرخس هم مخ نداشتند، خدا با همه مهربونیش تا می دید سر از پا خطا می کنن همه رو به درک واصل می کرد!! حالا  تو این دور و زمونه که اییییییییییییییین همه علم پیشرفت کرده و  خدا همه ی حجت هاش رو به جز یکی فرستاده رو زمین واسه ارشاد ما (مثلا آدمها) و همه هم وانمود می کنن خدا رو قبول دارن، من موندم این همه مردم دروغ می گن کلک می زنن نارو میزنن دل می شکونن....خدا می خواد باهاشون چه کنه ؟؟؟؟ چه بلایی قراره سرشون بیاره؟ ترجمه ی سوره ی واقعه رو یه نگاه بکنین. خدا میگه اونایی که وارد بهشت می شن...ثله من الاولین و "قلیل" من الآخرین!!! اندکی از دوره ی آخر (یعنی دوره ی ما) وارد بهشت می شن... بدبخت!! انقدر دروغ نگو...غیبت نکن !! تهمت نزن!! اینا مهمه...حالا هی برو جانماز آب بکش...خدا مگه استاد دانشگاهه که با چهار تا کلمه بشه راضی اش کنی؟ یا ته ورقه ات قربونت برم فدات بشم بنویسی نمره بیاری؟ انقدر خالی نبند....
ح.ا. آبجی سمیر واسه اولین بار واسم کامنت گذاشته بابا کووووووووووووووووووولاااااااااااااااااااااک...





بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 10:58 |  +   • 

87/04/02

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

 

ذهن من زبون داره.هی حرف می زنه.هی نظر میده...بعضی وقتها به اندازه ی یه پسر که مخ یه دختر رو از ونک تا تجریش می ذاره تو فرقون و راه می بره تا دختره باهاش رفیق(!!) بشه، این ذهن من حرف می زنه! نمی دونم می خواد مخ خودمو بزنه؟؟؟؟ بعضی وقتها یه حرفایی می زنه که نباید بعد خودآگاهم بهش گیر میده می گه با ادب باش!!ولی اون بازم کار خودشو می کنه. بعضی وقتها از حرفاش سر درد میگیرم.هیچ چاره ای هم ندارم مجبورم به حرفاش گوش بدم وگرنه نمیذاره تمرکز کنم رو کاری. کسی داروئی چیزی نداره؟؟؟؟؟

 

 

ح.ا. اگه شما یادتون رفته من خودم یادم هست که اینجا کلی بخش های متنوع داشت.ترجمه قرآن ٬ داستانهای کوئلیو و قانون جذب و ....اگه الان هیچ پستی بهشون اختصاص داده نمی شه اصلا دلیلش این نیست که حرفای بی سر وته من به اونا ارجحیت  داره! نه اصلا این طور نیست...دلیلش اینه که تنبلیم میاد از این کتابخونه که یه وجب  باهام فاصله داره کتاب بردارم فی الحال به یه چیز بیشتر فکر نکنین....ایاک نعبد و ایاک نستعین....آیا واقعا فقط تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم؟ خدایا تو انقدر خوب و من انقدر زشت؟ کمکم کن تنها تو رو بپرستم و تنها و تنها از خودت یاری بخوام... تو همون خدایی هستی که صد نشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش "دل" شد. "دل" جای تو شد جای کسی دیگر نیست


بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:20 |  +   • 

87/04/01

برای شما که عشق ِتان زنده‌گي‌ست




سلام. ستاره ی عزیزم.آبجی خوبم که با این همه لطفت من عاجزم از تشکرو قدردانی...خیلی خیلی خوشحال شدم از این همه لطفی که دیدم.همین طور داش ابرام که ممنونم ازش بااینکه کلی نیش زده به جنس لطیف دختر (چشمک) ولی خب تبریک هم گفته! لازم به ذکره که جنس لطیف هیچ توقعی بابت کادوی فیزیکی از کسی نداره!( هرچند وجودش کافیه ولی هیچ وقت لازم نیست، چیزی که من سعی کردم تفهیمش کنم ولی نفهمید دیگه)

از اونایی (چه نوشتاری چه دیداری) تبریک گفتن هم ممنونم ایشالله هیچ وقت غم هیچ کدومتونو نبینم.

تنها جنبه ی شادی آور این دو روز کامنتهای ستاره جونم و دوستای دیگه ام بود.واین نی نی های دو قلو که عاشقشونم. بهار و نگار

یه اتفاق جالب دیگه این بود که من عضو این سایت هم بودم اومدم دیدم یه کارت پستال فرستادن برام و کلی happy birthday نوشتن برام



اینم یه کیک که متناسب با علاقه بی حد و حصر من به پوووووووووووووووووووووووووله!! (چشمک!! این موزیلا شکلک نداره)






بین خودمون بمونه
حرفهای گل دختر در 9:32 |  +   •