تبليغاتX
عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

86/10/30

ناحیه مقدسه

سلام بر حضرت آدم برگزیده و صفوت خداوند از بین آفریدگان و مخلوقاتش

سلام بر شیث ولی خدا واختیار شده ی او

سلام بر ادریس قیام کننده ی برای خدا با حجت و برهان خداوند

سلام بر نوح آن که دعای او پذیرفته و مقبول شد

سلام بر هود یاری داده شده از جانب خداوند به کمک خداوندی

سلام بر صالح که خداوند با کرامت و گرامیداشت خویش به او توجه نمود

سلام بر ابراهیم که خداوند دوستی و خلوت خویش را به او ارزانی داشت

سلام بر اسماعیل که خداوند ذبح عظیم را فدایی او قرار داد

حرفهای گل دختر در 10:19 |  +   • 

86/10/26

شبی صوت تو دلگیر

خودم بودم و قلبی که زمن بسته به زنجیر

و نزدیک اذان بود

که پیچید در آفاق همه نغمه ی تکبیر

نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش

و مشغول دعا باش

که باز است به درگاه الهی در رحمت

و آن لحظه بود لحظه ی شیرین عبادت

دو چشمم همه از اشک شد و روی لبانم همه سوگند

که یارب تو رهایم کن از این بند

و گفتم به خدا بین دعایم

که دلتنگ اذان حرم کربلایم

حرفهای گل دختر در 14:10 |  +   • 

86/10/24

حرفهای خودمونی

حالم خوبه. مشکلی نیست خواستم اینجا یه کم خلوت بشه بعد به حسابش برسم!

فعلا امتحان دارم و سرم شلوغه. مواظب زندگیتون باشین کسی ازتون ندزده. فعلا بای

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالم خوبه. مشکلی نیست خواستم اینجا یه کم خلوت بشه بعد به حسابش برسم!

فعلا امتحان دارم و سرم شلوغه. مواظب زندگیتون باشین کسی ازتون ندزده. فعلا بای

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدا من نوکرتم.چاکرتم تا عمرم اجازه بده. آخه تو چقدر ماهی؟ این دو خط رو دیشب اون بالا نوشتم. اما بعدش پشیمون شدم آخه خدا دوباره ستاره ی آسمونم رو نورانی کرد. خدا جونم هزار میلیون بار شکرت.

دوستت دارم و می دونم این عشقی که از خودت تو دلم گذاشتی کار ِ خودته. مواظبم باش نذار کسی منو از تو دور کنه.

التماس دعا تو این روزهای بابرکت

حرفهای گل دختر در 20:26 |  +   • 

86/10/22

کمی فراتر از گلیم!!!!!!!!

اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را بابوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.

نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."
بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.

از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.

همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.

بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا

محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی

دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری

این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.

 

منبع: سایت مردمان


حرفهای گل دختر در 15:41 |  +   • 

86/10/22

حرف های خودمونی

 

وقتی کسی عمق پروازت را درک نکند هر چقدر که اوج میگیری در نظر او کوچکتر می شوی

حرفهای گل دختر در 12:19 |  +   • 

86/10/19

اندر احوالات تعطیلات اجباری!!!!

به نام خدا

پلان اول:

یک شنبه شب در منزل ٬ برادرِ گل دختر:

گل دختر فردا تعطیلی!

گل دختر: واااااااااااااااااااااااااااااای نه!!! این امکان نداره

برادرِ گل دختر:

چرا؟ مگه چی شده؟

گل دختر: آخه من جزوه ی درسیمو سر کار جا گذاشتم!!!!دو روز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برادرِ گل دختر:

پلان دوم:

دیشب خواهر کوچیکه ی گل دختر( همون کوچولوهه که معرف حضرتون هست؟؟؟):

چی؟ فردا هم تعطیلیم؟ مسخره اش رو درآوردن! خب سرده که سرده!!! خدا خواسته دیگه!!!چرا تعطیل می کنن! خب کاپشن می پوشیم گرممون میشه! اه اه

(گفتنی است خواهر بنده کلاس اول دبستان است)

امروز صبح:

به ضرب و زور آمدیم سرکار تا بالاخره به جزوه ی خود دسترسی داشته باشیم! تمام وسایل لازم را با خود به خانه می بریم.کسی چه می داند؟ شاید هفته ی دیگر نیز تعطیل باشیم؟

تعطیلات اجباری بهتون خوش بگذره...اما دلم نمیاد نگم که متاسفم واسه کسایی که تو این سیاهی زمستون گاز و برق و آب ندارن....امیدوارم خدا خودش مشکل رو حل کنه چون ظاهرا از دست مسئووووووووووووووووووووووووووووووووولین مملکتی کاری بر نمیااااااااااااااااااااااااد

حرفهای گل دختر در 13:36 |  +   • 

86/10/16

حوصله به خرج بده و بخون باور کن ضرر نمی کنی!!@!!!!

هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان

«دی ارکلارونگ Die Erklarung

» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان

 جهان ترجیح داده و آن را کامل‌ترین ومعقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است.

اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتاب‌های شریف

نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی

یافت نمی‌شودو تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت»

را ارائه داده ولی اکثر

 دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.

یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که:

«هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود.

 اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس

از گذشت این همه زمان،

 هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و

شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی

اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف

«نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و

از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.

اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن

(بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی

بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.

دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است.


حرفهای گل دختر در 14:59 |  +   • 

86/10/15

گزارش یک سمینار از زبان گل دختر:)

به نام خدا

هیجان داشتم آخه می خواستم زودتر ببینمش....کلی آهنگ و صدا و تصویر....دود بلند شد و حلت روی سن اومد. دست زدیم....مثل همیشه:

حالتون چطوره؟

:عالیه!!

اولش یه تست دادن بهمون که زدیم بعد که امتیاز بندی کردیم و گفتش که اونایی که۲۶ تا۳۰امتیاز گرفتن یعنی اعتماد به نفس بالایی دارن پس بی زحمت برن یه سینمائی جائی....چون من حرفی واسه اونا ندارم

از اعتماد به نفس بچه ها شروع کرد....

احترام٬دوستشان بداریم٬اعتماد کنیم بهشون٬ برای گوش کردن به حرفاشون باید باهاشون هم قد بشیم و.....(برای بقیه ی مطلب لطفا سی دی بخرید)

نوبت به عزت نفس در بزرگترها رسید.....

پرسید:کی می تونه بگه چه توانایی هایی تاحالا کسب کرده؟

یه پسری میکروفون رو گرفت و گفت من صدای خوبی دارم

حلت گفت پس بی زحمت یه دهن بخونید

پسره شروع کرد به خوندن و جای برادری عجب صداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایی داشت

یه خانم ۶۰ساله هم گفت که دانشگاه شرکت کرده و پارسال لیسانسشو گرفته!

بعد نمی دونم حرف از چی شد که یه هو حلت گفت من از تمام پسر ها خواهش میکنم که برن به خواستگاری دخترها

خدائیش کلی خندیدیم از بس که حلت شوخی کرد و ما ها رو خندوند و البته در خلال شو خی ها چند تا تکنیک هم گفت که شرمند ه ام از گفتنش.. به این دلیل :()

علی واکسی ما هم اونجا بود و انگاری حلت خوب میشناختش!!!

بازم خنده و خنده و خنده

آخرش هم یه مراقبه داشتیم...

اولش برای مریض ها دعا کردیم...نمیشه گفت چه حسی داشتم...چشامو بسته بودم و فقط به یه نفر فکر میکردم....همونی که خیلی وقته منتظرم خدا سلامتیشو بهش برگردونه.....تمام بدنم داغ شده بود واحساس می کردم روی صندلی نشستم و دارم با سرعت دور خودم می چرخم...اصلا نفهمیدم کی گریه ام گرفت...اشکهام به زور از لابه لای پلکهای بسته ام بیرون می اومدن....

و اوای ما پرکرده بود فضا رو  و طنین انداخته بود بانگ خدایا........خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اینم عکس بابای موفقیت که من دیشب این اسم رو گذاشتم روش و صداش زدم: بابای موفقیت(بابا انقدر تکون خورد که عکس تار شدهولی خوب تار هم صدای قشنگی داره)

یادت باشه که:

تو زندگی لحظاتی هست که جسم انسان تو هر حالتی که هست روح در حال سجود است

حرفهای گل دختر در 12:41 |  +   • 

86/10/13

تازه شویم کمی.....

دوست می​دارم من این نالیدن دلسوز راشب همه شب انتظار صبح رویی می​رودوه که گر من بازبینم چهر مهرافزای اوگر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنمکامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیستعاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلندعاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیستدیگری را در کمند آور که ما خود بنده​ایمسعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز راکان صباحت نیست این صبح جهان افروز راتا قیامت شکر گویم طالع پیروز راجان سپر کردند مردان ناوک دلدوز رابر زمستان صبر باید طالب نوروز رااین کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز راکان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز راریسمان در پای حاجت نیست دست آموز رادر میان این و آن فرصت شمار امروز را

 

 

حرفهای گل دختر در 20:28 |  +   • 

86/10/12

من آپدیتم!!!

امروز.....تهران

امروزصبح...تهران
حرفهای گل دختر در 8:59 |  +   • 

86/10/10

من عیدی می خوام امام علی....بهم میدی؟

ندیدمش اما به هزار و یک دلیل دوستش دارم.به خاطر جسارتش به خاطر امیدش....و...

حیف که نمی تونم ازش حرفی بزنم.اما ای خدا این همه روزهای خوب تو این دنیا هست...میشه به حرمت یکی از این روزهای با برکتت بهم عیدی بدی و حالش واسه همیشه خوب بشه؟؟؟؟

بهت قول میدم وقتی دعامو برآورده کردی هیچ وقت یادم نره که چقدر بزرگی و چقدر بخشنده...که باوجود سیاهی دلم و گناهای زیادی که مرتکب شدم...تو خدایی هستی که چشم می پوشی و به خاطر بزرگیت حرفمو گوش کردی...به پاکی دل خودش قسم که سلامتش کن

در راستای مبارزه و مقابله با اشاعه ی فحشا اینجانب تصمیم گرفته ام هر روز که از روی تنبلی نماز صبح را نخواندم تا شامگاه آن روز دائما به ذهن ناخودآگاهم بگم تو یه خری گل دختر!!! و هر روز که به خاطر لطف خدا نمازمو خوندم تا شبانگاهان همان روز به خودم می گم:

گل دختر تو یه فرشته ای!!!

 

حرفهای گل دختر در 8:16 |  +   • 

86/10/07

یا علی من شفای دوستمو عیدی ازت میخوام...میشه؟؟؟؟؟؟

نام علی (ع)عدالت

ذکر علی (ع)عبادت

عید علی (ع) مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک

حرفهای گل دختر در 23:4 |  +   • 

86/10/06

قرآن بخوانیم؟

به نام خداوند بلند مرتبه ی بزرگوار

گروهی از آنان به سوی تو می نگرند(اما گویی هیچ نمی بینند.)آیا تو می توانی نابینایان را هدایت کنی؟ هرچند نبینند؟

به یاد آر روزی را که (خداوند)آنها را جمع (و محشور)می سازد.آنچنان که (احساس می کنند)گویی جز ساعتی از روز (در دنیا) توقف نکردند.به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند.مسلما آنها که لقای خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند٬ زیان بردند و هدایت نیافتند. اگر ما٬ پاره ای از مجازاتهایی که به آنها وعده داده ایم ٬(درحال حیات) به تو نشان دهیم٬و یا (پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند )تو را از دنیا ببریم٬در هر حال٬ بازگشتشان به سوی ماست.سپ خداوند برآنچه انجام می دادند گواه است.

راست گفت خدواند بلند مرتبه ی بزرگ

 

هر کسی از ظن خود شد یار من

                       از درون من نجست اسرار من

 

 

حرفهای گل دختر در 21:31 |  +   • 

86/10/05

بابا بی خیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال

خیلی از ما ها دقیقا تو همون زمانی که تو راه رسیدن به هدفمون نصف راه رو رفتیم و داریم به جاهای خوب خوب می رسیم٬ کم میاریم و دیگه خسته میشیم و بی خیال هدفمون میشیم.غافل از اینکه این تاریکی آخرش به روز و روشنایی ختم میشه... استمرار بر خواسته یکی از اصول مهم در رسیدن به هدف هست.حال این هدف هر چه می خواهد باشد(قاعدتا خواسته ی شرعی نه اینکه مثلا هدفتون نابودی خواهر شوهر یا از بین بردن مادر زن باشه). یادمه پارسال یه شب که دیگه خیلی حالم بد بود و داشتم تو زندگیم کم می آوردم یکی از دوستام بهم اس ام اس زد که " به یاد داشته باش تاریک ترین لحظه شب درست لحظه ی قبل از سپیده دم است" یه جمله ی دیگه ای هم هست که میگه " خورشید تو تاریکی ها بالا میاد و همه جا روشن می کنه " یا اینکه "اگه ستاره نیستی که همه جا رو نورانی کنی لااقل ابر هم نباش که جلوی نور ستاره های دیگه رو بگیری" (آهای! با توام! بدبین!)

از این دست جمله ها زیاده اما مهم اینه که بهشون فکر کنیم...معنیشو بفهمیم و درکش کنیم و استفاده کنیم....اون وقت دیگه.....

می خوام از امروز فقط به چیزایی دل خوش کنم که دارم ودیگه به چیزایی که ندارم فکر نکنم(یعنی غبطه ی اونا رو نخورم) لذت ببرم از همه ی اون چیزایی که دارم...قول میدم که دیگه حرص نخورم.... یه مدت بی خیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال همه بدختی های دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اصلا به من چه که کشور ما توسعه نیافته است یا ۱۸ساله داریم یه برج میلاد می زنیم کشتیم خودمونو.....یا اصلا به من چه که دیگه تو تهران نمیشه با۵۰میلیون تومن خونه خرید. اصلا به من چه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

آقا تمووووووووووووووووووووووووم شد من دیگه حرص نمی خورم! فقط جمال هوای آفتابیه امروزو عشقه و کمال کوه های برفی که از اینجا معلومه

 

عیدتون هم مبارک...هم امروز که تولد امام هادی هست هم عید غدیر ایشالله همیشه خوش باشید.دلتون خوش باشه واسه ی همه ی نعمتهایی که خدا داده.....

مگر نسیم سحر بوی یار من دارد

                     که راحت دل امیدوار من دارد

میل ندارم به باغ انس ندارم به سرو

                      سروی اگر لایق است قد خرامان اوست

 

موجی دوباره منو ببخش که ذهنمو اینجا خالی کردم!

اینم یه گل دختر بی خیاال

حرفهای گل دختر در 11:2 |  +   • 

86/10/04

سری داستانهای دو دقیقه ای (پائولو کوئیلو)

وقتی کار بروی چیزی را آغاز می کنید ٬همواره جریان مخالفی در برابر شما وجود خواهد داشت.اگر بتوانید از وشواری های نخستین عبور کنید٬آن جریان مخالف تقویت خواهد شد.

باید از این امر بهره بگیرید.میل به جلب رضایت تمام مردم دنیا باعث پیشرفت نمی شود.تنها میان حالان در این امر موفق می شوند و حتی همین هم مشروط به قربانی های شخصی بسیار است.نیز نفرت یا بیزاری از کسی که شما را دوست ندارد٬شما را پیش نخواهد برد.مطمئن باشید که این نیز بخشی از کار است.از انرژی جریان مخالف برای پرورش اراده ی خود استفاده کنید٬تا در آن چه می کنید٬عمیق تر و جدی تر باشید.آن را بپذیرید.

درهمین حال اگر این جریان٬شما را از راه خود جدا کرد٬ به خاطر این است که این راه مناسب شما نیست.در این صورت تنها دست خود ِ خداوند می توانسته این جریان مخالف را خلق کرده باشد.

حرفهای گل دختر در 12:6 |  +   • 

86/10/02

شاهنامه آخرش خوشه...

روزهای مدرسه یادش به خیر(اما هیچ وقت دلم نمی خواد برگرده) دوران دبستان....چقدر شیطنت می کردیم و چقدر دروغ گفتیم! یه بار نزدیک ظهر شد و می خواستم برم مدرسه بعد دیدم مقنعه ام کثیفه! از اونجایی که مامانم همیشه می خواست من خودکفا بار بیام خودم رفتم مقنعه ام رو بشورم٬ جاتون خالی هی می شستم بعد که می چلوندم می دیدم کف میکنه فکر میکردم کف صابونه که روش مونده! نگو حباب های آب بوده تا ساعت ۱۲ ظهر داشتم می شستم!(شیفت ظهر می رفتم مدرسه) بعد مامانم مشکوک شد اومد ببینه من چی کار دارم میکنم بعد که گفتم هر چی می شورم کفش نمی ره...کلی بهم خندید و این موضوع سوژه ی یک هفته ی خونه ی ما بود !

تو راهنمایی هم خب درس میخوندیم و یه گروه ۵نفری بودیم همیشه با هم بودیم....مثل بقیه.یادمه اون موقع ها خسرو شکیبایی خونش نزدیک مدرسه ما بود.یعنی دوتا کوچه بالاتر بود.یکی از دوستام عاشقش بود...مدرسه که تعطیل میشد بدو بدو می رفت دم خونه شکیبایی چند دقیقه می ایستاد هی قربونش می رفت بعد می اومد سوار سرویسش می شد و می رفت خونه! جدی جدی چقدر بیکار و انگل اجتماع بودیم ما! سوم راهنمایی رفتم یه مدرسه دیگه که مدیرش(خبرش بیاد) فامیلمون بود. مثلا!!! عوض اینکه هوای منو داشته باشه...دیوونه بود! می اومد وسط کلاس منو می کشید بیرون بعد می گفت دیروز من تو رو فلان جا دیدم. چرا زود نرفتی خونه؟؟؟؟هان؟ هان؟ آقا ما رو بگی! شاخم در می اومد که ای بابا به خدا من رفتم خونه من اون موقع خونه بودم! خلاصه سرتون رو درد نیارم...اونقدر منو الکی سوال پیچ می کرد که گریه ام رو در می آورد.می گفتم من نبودم بعد می گفت یعنی من دروغ میگم؟(فامیل بابام بود نمی شد بهش چیزی بگم) ولی خداوکیلی دیوونه بود! 

اول دبیرستان.....وای وای وای....یه ناظم داشتیم...واااااااااااااااااااای...خدا خیرش نده! عجب زنی بود! دست هیتلر و صدام و اینا رو بسته بود از پشت...البته بین اون همه دخترایی که تو مدرسه یه کم تو راه انحرافات(داشتن دوست پسر) بودن یه بار گردوخاکش منو هم گرفت البته نه به خاطر دوست پسر چون اون موقع من نمی دونستم واسه چی با پسرا دوست می شن؟؟؟؟(حناق که نیست گلوم رو بگیره!) خلاصه که کار ما به دعوا و گرفتن پرونده هم کشید اما خب به خیر گذشت و من یه سال اونجا بیشتر نموندم...البته ناگفته نمونه که الان هم هر روز که میام سرکار این مدرسه سر راهمه و مدیر و معاون رو که می بینم فحش میدم

هنرستان...دوسال از بهترین روزهای عمرم...شیرین و به یاد موندنی....دوستایی که الانم دارمشون....بعد از نه سال هنوزم هستیم باهم و هنوز هم همو دوست داریمیادمه سال آخر هیچ وقت فکرشو نمی کردیم که بقیه ی عمرمون رو هم با هم باشیم..واسه همین هر روز می گفتیم بچه ها از این روزا لذت ببریم که سال دیگه هم دیگه رو نمی بینیم....ولی خب خدارو شکر اون جوری نشد. یه دوست داشتیم که عاشق سیب بود فکر کنم تو مدرسه ۵تا سیب می خورد! به ما هم نمی داد. تو کلاس یه هو هوس میکرد به من می گفت یه جوری بشین من سیب بخورم...منم یه کاری می کردم دیده نشه و اونم شروع می کرد به سیب خوردن.....

دانشکده شریعتی....فکر میکردم چون اسمش شریعتیه حتما تو خیابون شریعتی هست نگو پشت بهشت زهراست!خلاصه که دوسال بیچاره شدم تا فوق دیپلم گرفتم...بعدشم از هرچی درس و دانشگاه بود بیزااااااااااااااااااااااااااااااااار شدم.اصلا دلم نمی خواست کسی در این مورد باهام حرف بزنه... هر کی میگفت ادامه نمی دی ؟ می گفتم نه بابا بی خیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال 

بعد از چند ماه هم که به لطف خدا اومدم سر کار و یه فصل جدیدی از زندگی...جونم براتون بگه که با دورویی ها و زیراب زدن ها و خالی بندی ها و دزدیدن از کار آشنا شدم....و فهمیدم ای بابا! چقدر من تا حالا خنگ و خل بودم!

یه سال بیشتر از کارم نگذشته بود که یه روز....عشقم سوار بر پنجره ی سفید رنگی (تو چت) بهم پی ام داد....و دیگه ما هم شدیم قاشق! بعد سه سال دیگه اش که سال پیش بود....یه روز گرم تابستون که تو خیابون داشتم از عشقم خداحافظی میکردم ناگهان جرقه ای در ذهنش پدیدار شد و به من اجبار کرد که باید تو کنکور امسال شرکت کنی من هرچی گفتم نه! تروخدا ! من درس نمی خونم یعنی نمی خوام بخونم به گوشش نرفت که نرفت...گفت من مّردم و مرغم یه پا دارهمنم دیگه از همه جا مونده و از همه جا رونده...اومدم و کلی فکر کردم باخودم و تصمیم گرفتم در این عرصه خودی نشان دهم....خوندم و خوندم و با داستانهایی که بعضی ها تو این وبلاگ می دونن بلاخره قبول شدم و الانم دارم درس می خونم ولی بعضی وقتها که درس به مخم فشار میاره و خسته میشم باخودم می گم ای ....که منو انداختی تو هچل! 

حالا فکر میکنی اینا رو واسه چی گفتم؟ ای بابا! خب واسه این گفتم که مزاجت عوض بشه آخه دیدم وقتی وبلاگ منو باز کردی اخمات تو هم بود!بخند بابا عیده!

حرفهای گل دختر در 10:12 |  +   • 

86/10/01

قرآن بخوانیم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

(خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آييد، در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود! ولى هرگاه هدايت من به سراغ شما آيد، هر كس از هدايت من پيروى كند، نه گمراه مى‏شود، و نه در رنج خواهد بود! (123)

و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت; و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!» (124)

مى‏گويد: «پروردگارا! چرا نابينا محشورم كردى؟! من كه بينا بودم!» (125)

مى‏فرمايد: «آن گونه كه آيات من براى تو آمد، و تو آنها را فراموش كردى; امروز نيز تو فراموش خواهى شد!» (126)

و اين گونه جزا مى‏دهيم كسى را كه اسراف كند، و به آيات پروردگارش ايمان نياورد! و عذاب آخرت، شديدتر و پايدارتر است! (127)

آيا براى هدايت آنان كافى نيست كه بسيارى از نسلهاى پيشين را (كه طغيان و فساد كردند) هلاك نموديم، و اينها در مسكنهاى (ويران شده) آنان راه مى‏روند! مسلما در اين امر، نشانه‏هاى روشنى براى خردمندان است. (128)

و اگر سنت و تقدير پروردگارت و ملاحظه زمان مقرر نبود، عذاب الهى بزودى دامان آنان را مى‏گرفت! (129)

پس در برابر آنچه مى‏گويند، صبر كن! و پيش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن; تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور; و همچنين (برخى) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبيح گوى; باشد كه (از الطاف الهى) خشنود شوى! (130)

و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادى، كه به گروه‏هايى از آنان داده‏ايم، ميفكن! اينها شكوفه‏هاى زندگى دنياست; تا آنان را در آن بيازماييم; و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است! (131)

خانواده خود را به نماز فرمان ده; و بر انجام آن شكيبا باش! از تو روزى نمى‏خواهيم; (بلكه) ما به تو روزى مى‏دهيم; و عاقبت نيك براى تقواست! (132)

راست گقت خداوند بلند مرتبه ی بزرگوار

سوره طه....

میگما..این صفحه که باز میشه زودی نیاید پائین!اون بالا نگاه کنین یه تغیری تفاوتی چیزی....یه کم دقت کنین...عیداتون هم مبارک باشه....

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین

بولایه امیر المومنین علی علیه السلام

حرفهای گل دختر در 13:45 |  +   •