تبليغاتX
عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

86/07/30

عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

ادامه ی دوپست پائین تر.....

 

 

. HAVE FAITH 

I see a lot of things from up here that you can't see from where you are. Have faith in me that I know what I'm doing. Trust me, you wouldn't want the view from my eyes. I will continue to care for you, watch over you, and meet your needs. You only have to trust me. Although I have a much bigger task than you, it seems as if you have so much trouble just doing your simple part. How hard can trust be?

7.
SHARE

You were taught to share when you were only two years old. When did you forget? That rule still applies. Share with those who are less fortunate than you. Share your joy with those who need encouragement. Share your laughter with those who haven't heard any in such a long time. Share your tears with those who have forgotten how to cry. Share your faith with those who have none.

8.
BE PATIENT

I managed to fix it so in just one lifetime you could have so many diverse experiences. You grow from a child to an adult, have children, change jobs many times, learn many trades, travel to so many places, meet thousands of people, and experience so much. How can you be so impatient then when it takes me a little longer than you expect to handle something on my to-do-list? Trust in my timing, for my timing is perfect. Just because I created the entire universe in only six days, everyone thinks I should always rush, rush, rush.

9.
BE KIND

Be kind to others, for I love them just as much as I love you. They may not dress like you, or talk like you, or live the same way you do, but I still love you all. Please try to get along, for my sake. I created each of you different in some way. It would be too boring if you were all identical. Please know I love each of your differences.

10.
LOVE YOURSELF

As much as I love you, how can you not love yourself? You were created by me for one reason only - to be loved, and to love in return. I am a God of Love. Love me. Love your neighbors. But also love yourself. It makes my heart ache when I see you so angry with yourself when things go wrong. You are very precious to me. Don't ever forget that!

With all my heart, I love you,

 

حرفهای گل دختر در 11:54 |  +   • 

86/07/29

پستی که از صندلی داغ تر است

نمی دونم از چه ادبیاتی استفاده کنم اما هر چی به ذهنم برسه می نویسم:

                                       به نام خدا

این یه اعتراف نیست. یه کالبد شکافی روحه که موجی ازم خواسته. واسه این میگم کالبد شکافی که ممکنه چیزایی  بنویسم که کسی باور نکنه اما واقعا بهشون معتقدم.

۱) معرفی

گل دختر. شب ۲۱ماه رمضان سال۶۳ که مصادف با۳۱خرداد بود ساعت ۱۰ شب راهی یه جاده شدم که رهگذرشم. یادم نمیاد بچه که بودم گریه میکردم یا میخندیدم. تنها چیزی که چند روز پیش یادم اومد و برای اولین بار باعث شد دلم واسه بچگی هام تنگ بشه کارتون اسب تک شاخ بود. شش سالم که بود به خواهرم که کلاس دوم بود دیکته میگفتم . کلی تو فامیل معروف شده بودم که بچه باهوشم. قرار شد که یکی دوسال جهشی درس بخونم اما مدرسه ام اجازه نداد. یه بار دوساعت دیر رسیدم مدرسه آخه بادوستم تو راه بازی میکردیم. بعدش دروغ گفتیم و البته ضایع هم شدیم. هوشم به هرز رفت. رفتم هنرستان و الان دانشجوی حسابداریم. الان عاشقم. معتقدم زندگی بدون عشق معنی نداره. خدا رو به شدت دوست دارم وبه شدت تو زندگیم حس میکنم و فکر میکنم خیلی چیزا بهش مدیونم.

۲)فصل و ماه وروز مورد علاقه:

برام فرقی نمی کنه. همه ی روزها و ماه ها و فصل ها رو دوست دارم چون متعلق به خداست(شعار نمی دم) فقط یه روزی هست که هنوز نیومده اما مطمئنم که بهترین روز زندگیم خواهد بود حتی اگه خودم اون روز زنده نباشم.

۳)رنگ مورد علاقه:

بستگی داره کاربرد اون رنگ چی باشه. تمام رنگ ها زیبا هستن. نمی تونم تفکیک کنم مگه زوره؟

۴)غذای مورد علاقه:

اگه بگم می ترسم گوجه طرفم پرت کنید اما خب همه ی غذا ها رو دوست دارم به جز زیتون که نمی تونم تحملش کنم و البته دلمه غذائیه که اصلا ازش نمی گذرم.

۵)موسیقی:

و اما بخش خوشمزه! با آهنگای گوگوش خاطره هایی دارم که نمی خوام هیچ وقت به یاد بیارم. و با رضا صادقی خاطره هایی دارم که همیشه تو ذهنم می رقصن. سیاوش رو دوست دارم چون شعراش محتوا داره و منصور رو چون انرژی می ده و آهنگاش مخصوص زمانیه که میخوام نشون بدم ناراحت نیستم. متفرقه هم برای اولین بار یه آهنگی جمعه تو تاکسی شنیدم از بنیامین که خوشم اومد که شعرش این بود: بهش نگفتم بمونه آخه فکر نمی کردم نمونه. فکر می کردم بمونه هامو از توی چشمام بخونه. بهش نگفتم دوستت دارم آخه فکر نمی کردم کم بیارم ......( چه زود حفظ شدم)

۶)بدترین ضد حالی که خوردم:

به قول موجی آدم انقدر ضدحال میخوره که یادش نمی مونه اما یه چیزی چند روز پیش شنیدم در مورد یه دختر و بیماری که داشت و به همین دلیل نمی تونه ازدواج کنه. واقعا زندگیمو ریخته به هم.(براش دعا کنین)

۷)بزرگترین قولی که تا به حال دادم:

اگه بخوام قول بدم دربارش فکر میکنم. اما تا حالا در مورد یه موضوعی بارها به خدا قول دادم اما شکوندم امیدوارم یه بار قول بدم و دیگه نشکنم.

۸)ناشیانه ترین کاری که انجام دادم:

سوتی زیاد دادم. ولی بدترینش این بود که تازه اومده بودم سر کار بامدیر قبلی مجموعه (نمی دونستم قبلا مدیر بوده) با تندی حرف زدم. یه بار۱۳ میلیون پول رو اشتباهی دادم به یکی دیگه. و یه بار رئیسمو پیش یه ارباب رجوع ضایع کردم

۹)بهترین خاطره ی زندگیم :

روزی که باعث شد الان اینجا باشم. روزی که معلم دینی سوم هنرستانمون خانم شفائی از خلقت انسان توسط خدا حرف می زند که نمی دونم چرا از اول حرفش تا آخر فقط گریه کردم سر کلاس.حتی وقتی کلاس تموم شد من داشتم گریه میکردم و این طوری شد که متحول شدم. دوستت دارم شفائی جونم

۱۰)بدترین خاطره ی زندگیم:

اونم زیاده. اما از همشون درس گرفتم. یادمه دعا میکردم یه تصادف بکنم که خاطره های بد از ذهنم پاک بشه. تصادف کردم و سرم ۸تا بخیه خورد اما اون خاطره ها هنوز یادمه

۱۱)شخصی که طالب ملاقاتش هستم:

الان و تو این لحظه عشقم که خیلی دلم براش تنگ شده و ۲۴روزه ندیدمش اما حضرت علی٬ امام حسن و امام زمان انسانهایی هستن که دلم میخواد ببینمشون. دلم برای مادربزرگم هم تنگ شده والبته خدا که آخر همین جاده بهش می رسم.

۱۲)کسی که دعاش میکنم:

همون دختری که بالا ازش حرف زدم. عشقم و هر کی که ازم بخواد.

۱۳)کسی که نفرینش میکنم:

نه. نفرین نمی کنم چون مرور زمان کینه رو می شوره و می بره.

۱۴)روزگارم در ده سال آینده:

با عشقم ازدواج کردم. خونه دارم ماشین دارم مکه رفتم و یه بچه کوچولو دارم . سر کار میام و زبانم فوله. از زندگیم راضی ام و مثل بقیه نیستم. ستاره جونمو هم حتما دیدم. ان شالله

۱۵)کسانی که دعوت می کنم:

ستاره ی آسمون زندگی ام به خاطر اینکه بیشتر دوستش داشته باشم

آلفرد برای اینکه بفهمه ما بی معرفت نیستیم و بیشتر بشناسمش

شهرام بزرگی برای اینکه بیشتر بنویسه از خودش

ملیکا برای اینکه بیشتر بیاد تو نت

داش ابرام برای اینکه می دونم جالب می نویسه

فرهاد که خیلی قبل ها می شناسمش

سینره رو هم برای بار دوم دعوت میکنم

بچه ها بنویسین

حرفهای گل دختر در 14:24 |  +   • 

86/07/28

عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

From The Desk of GOD
-- Author Unknown


Effective Immediately:

Please be aware that there are changes you need to make in your life. These changes need to be completed in order that I may fulfill my promises to you to grant you peace, joy and happiness in this life. I apologize for any inconvenience, but after all that I am doing, this seems very little to ask of you. I know, I already gave you the 10 Commandments. Keep them. But follow these guidelines as well...

1. QUIT WORRYING

Life has dealt you a blow and all you do is sit and worry. Have you forgotten that I am here to take all your burdens and carry them for you? Or do you just enjoy fretting over every little thing that comes your way?

2. PUT IT ON THE LIST

Something needs done or taken care of. Put it on the list. No, not YOUR list. Put it on MY to-do-list. Let ME be the one to take care of the problem. I can't help you until you turn it over to me. And, although my to-do-list is long, I am, after all, God. I can take care of anything you put into my hands. In fact, if the truth were ever really known, I take care of a lot of things for you that you never even realize.

3. TRUST ME

Once you've given your burdens to me, quit trying to take them back. Trust in me. Have the faith that I will take care of all your needs, your problems and your trials. Problems with the kids? Put them on my list. Problem with finances? Put it on my list. Problems with your emotional roller coaster? For my sake, put it on my list. I want to help you. All you have to do is ask.

4. LEAVE IT ALONE

Don't wake up one morning and say, "Well, I'm feeling much stronger now, I think I can handle it from here." Why do you think you are feeling stronger now? It's simple. You gave me your burdens and I'm taking care of them. I also renew your strength and cover you in my peace. Don't you know that if I give you these problems back, you will be right back where you started? Leave them with me and forget about them. Just let me do my job.

5. TALK TO ME

I want you to forget a lot of things. Forget what was making you crazy. Forget the worry and the fretting because you know I'm in control. But there's one thing I pray you never forget. Please don't forget to talk to me - OFTEN! I love you. I want to hear your voice. I want you to include me in on the things going on in your life. I want to hear you talk about your friends and family. Prayer is simply you having a conversation with me. I want to be your dearest friend.
حرفهای گل دختر در 8:39 |  +   • 

86/07/25

حالا من هی نمی خوام پست بذارم اما نمی شه!

شما فقط در شرایطی اجازه دارید رو لینک زیر

کلیک کنید که به بهرام رادان رای بدید.

http://www.tapeshtv.com/en/content/view/58/86

وارد سایت که شدید بعد از انتخاب Bahram Radan کلید Vote رو بزنید ...

 

 

یه لینک دیگه هم می گذارم درباره ی اقداماتی هست که در اطراف مسجد الاقصی انجام میشه.

http://www.qodsna.com/images/takhrib.swf

حرفهای گل دختر در 8:53 |  +   • 

86/07/24

قابل توجه سینره

خیلی بامزه بود گفتم شما هم بخندیدن

حرفهای گل دختر در 11:51 |  +   • 

86/07/24

موفقیت مال ماست. اینو یادت نره

آخ که من چقدر خوشم میاد از این آدمهایی که فقط وفقط  به هدفشون فکر میکنن واونقدر تلاش میکنن که بدستش بیارن. یه دوست دارم این جوریه. یعنی یه جورایی تنها دوستیه که دارم و انقدر با اراده است. بعضی وقتها فکر میکنم اگه من جای اون بودم تو اون سن وسال فکر همه چی بودم به جز اینکه بخوام دانشگاه قبول شم. البته خیلی سنش زیاد نیست ها! ۳۰سالشه اما خب شاید خیلی ها فکر کنن که واسه درس خوندن خیلی دیر باشه اما دوست من تلاش کرد و قبول شد. من که خیلی خیلی خوشحال شدم واسش آرزوی موفقیت میکنم. سعی میکنم ازش یاد بگیرم.

 

یه مثال نغز که از خودم درآوردم رو براتون میگم که در محافلتون ازش استفاده کنین:

گل دختر میگه: مشکلات زندگی برای انسان مثل شکستن یه چینی و بند خوردنش می مونه. می دونید که چینی رو با یه فلز بند می زنن. وقتی یه مشکل سر راه ما قرار میگیره ما یه بار می شکنیم و بند میخو ریم. وقتی که تمام بدنت پر از بند خوردگی باشه مثل یک زره هست که حالا از تو دربرابر حوادث حفاظت میکنه. پس سعی کن با مشکلاتت مبارزه کنی و پیروز بشی.

به معنی این سوره تو قرآن رجوع کنید. عجب چیزیه!

والعصر.ان الانسان لفی خسر. الا الذین امنو وعملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

یه چیزی یه جایی یه جوری....... صبر داشته باش   صبر داشته باش

حرفهای گل دختر در 10:13 |  +   • 

86/07/23

هی می خوام هیچی نگم اما نمیشه!

میدونید داوینچی تو تمام سالهایی که زندگی کرد چندتا نقاشی کشید؟ همش ۲تا! اما یه عمره همه تو کف همین دوتا نقاشی موندن.

منم زیاد سراغ نقد و بررسی فیلم ها نمی رم. فقط یه بار پارسال این سریال نرگس کفرم رو درآورد مجبور شدم نقد کنم یه بار هم امروز

"از خشم من بترس دکتر"   از این شرک جلی تر وجود نداره! ببخشیدا ولی شیطان از مجاورت خدا رانده شده و انقدر اختیار نداره که بتونه به انسان غضب کنه. چطور این فیلم اجازه ی پخش داره اما وقتی پای فیلم علی سنتوری میاد وسط از سوراخ موش ایراد در میارن و اجازه ی اکران نمی دن. این فیلم صلاحیت پخش شدن تو شبکه ی سراسری رو نداشت چون اگه چهارتا آدم ساده و بی سواد باور کنن که شیطان همچین اختیاری داره که از فردا همه گوش به فرمانش می شن که! از اون مهم تر نمی دونم چرا امین تارخ قبول کرده تو این فیلم بازی کنه!!! 

هرچند که این فیلم داره تموم میشه ولی اگه علی سنتوری اکران نشه باید یه تحصن خفن بکنیم

حرفهای گل دختر در 11:21 |  +   • 

86/07/22

آقا من جنبه ندارم

از دور که میای نگات میکنم چه لذتی داره نگاه کردن به کسی که حس میکنم خیلی دوستش دارم واین لذت بیشتر میشه وقتی که داری میای نزدیکم آخ که لحظه ها چقدر تند میگذرن وچقدر شیرین وقتی تو هستی....

وقتی داری میری نگات میکنم چه لذتی داره نگاه کردن به کسی که حس میکنم خیلی دوستش دارم واین لذت کمرنگ میشه چون داری ازم دور میشی آخ که لحظه ها چقدر کند میگذرن وچقدر تلخ وقتی تو نیستی....

خدایا میشه همه لحظه هام هم تند بگذرن هم شیرین باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا از این خبرا نیست. فعلا خیلی باید صبر کنم. فعلا باید خودم باشم و خودم. فعلا باید یه کارایی واسه خودم انجام بدم. فعلا فعلا فعلا.......

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم        گرمیتوانی یک  نفس بامن بمان ای دوست

وای خدا دارم از دلتنگی میمیرم.چقدر سخته.ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

حرفهای گل دختر در 8:35 |  +   • 

86/07/21

اون هورمون هستش که وقتی تو بدن ترشح میشه باعث آرامش میشه؟ والبته زمانی ترشح میشه که آدم احساس عشق میکنه و دوست داشتن؟

اسمش الان یادم نیست. فقط اومدم بگم خیلی وقته خودم باعث میشم ترشح بشه نه هیچ کس دیگه ای خود کفا شدم در این زمینه

حرفهای گل دختر در 18:33 |  +   • 

86/07/19

گر اجابت کنی وگرنکنی

           چاره ی من دعاست میخوانم

عید فطر هدیه ی خدا به صبر شماست.روزه هاتون قبول٬ عیدتون مبارک

ستاره جونم کجایی؟ خبری ازت نیست. دلم خیلی تنگ شده آبجی. جون آبجی بیا دیگه

حرفهای گل دختر در 16:10 |  +   • 

86/07/18

چقدر میدی تا رویاهات به واقعیت تبدیل بشن؟

۵۰ سال پیش یازدهم اکتبر(یعنی فردا سالگردشه واسه همینم من بهش اشاره کردم. کیف میکنید چقدر به روزم؟) یوری گاگاری به رویای بزرگش یعنی راه رفتن روی کره ی ماه دست یافت

انوشه انصاری سال۸۵ به رویای بزرگش که رفتن به فضا بود دست یافت.

 

یعنی هیچ کدوم شماها دوست ندارید تو مریخ زندگی کنید؟ پس دست به کار بشید که خیلی دیره

حرفهای گل دختر در 9:40 |  +   • 

86/07/17

قرآن بخوانیم

پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده

این چنین در برابر هر پیامبری٬دشمنی از شیاطین جن وانس قرار دادیم.آنها بطور سری(پنهانی) سخنان فریبنده و بی اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می گفتند. و اگر پروردگارت می خواست٬ چنین نمی کردند.(ومی توانست جلو آنها را می گرفت.ولی اجبار سودی ندارد.)بنابراین آنها و تهمت هایشان را به حال خود واگذار.

نتیجه(وسوسه های شیطان و تبلیغان شیطان صفتان) این خواهد شد که دلهای منکران قیامت به آنها متمایل گردد.و به آن راضی شوند.و هر گناهی که بخواهند انجام دهند.

 

راست گفت خداوند بلند مرتبه ی بزرگوار

 

حرفهای گل دختر در 12:10 |  +   • 

86/07/16

آری تا شقایق هست ....

یادمه تو وبلاگ قبلیم که بودم یه بار از یه دکتر روانشناس خواستم بیاد وبلاگ رو ببینه و نظر بده. هیچ وقت یادم نمیره که درباره وبلاگم چی گفت.

دکتر نظرش این بود که وبلاگ مهربون و قشنگی دارم.تاکید کرد که وبلاگم خیلی خیلی مهربونه و گفت که

شخصا این همه مهربونی رو برنمی تابم.می گفت هر کی بیاد اینجا و اگه آدم افسرده و ناراحتی باشه٬ وقتی

اینجا رو ببینه ممکنه از خدا شاکی بشه که چرا به یه نفر انقدر خوبی کرده و به یه نفر همش بدبختی داده.

نمیدونم این وبلاگ هم مهربون هست یانه. اما همون نتیجه ای رو داد که دکتر میگفت. جالب اینجاست که

شاید اگه منم سفره ی دلم رو باز کنم و روضه بخونم خیلی ها فکر کنن که از من خوشبخت تر هستن اما

موضوع اینه که آدم باید زوایه ی دیدش رو عوض کنه. هدف من از اینکه دوست دارم وبلاگ مهربونی

داشته باشم اینه که اگه یکی از همه دنیا خسته بود٬ وقتی اومد اینجا به یادش بیارم که خدا هست. که باور

بدم بهش که خدا مهربونه و به یاد ماست و مطمدنش کنم که اگه الان خدا رو نمیبینه فقط به این دلیله که خدا

اونو بغل کرده.واسه همین جای پای خدا رو روی شن ها نمی بینه. باید باور کنیم سختی های زندگی جزیی از

زندگی ما هستن وباید باهاشون بجنگیم و چیزی بدست بیاریم.هر جنگی غنایم خاص خودشو داره. به قول یه

بزرگی ٬ ایکه بیوفتی زمین مهم نیست مهم اینه که وقتی داری از زمین بلند میشی یه چیزی بر داری. دوتا

نکته تو این جمله هست : اول اینکه وقتی شکست خوردی باید بلند شی و از نو شروع کنی. دوم اینکه وقتی

داری بلند می شی واسه آغاز دوباره٬ تجربه های گذشته رو هم دنبال خودت یدک کن.  دوست خوبم این دنیا

صفر ویک واسه آدمهایی جا داره که بیان و یاد بگیرن تو دنیای واقعیشون شاد باشن و شاد زندگی کنن. همه

اونایی که از غم گفتن و از غم نوشتن رفتنی شدن. بیا تو این دنیای مجازی فقط یاد بگیریم شاد باشیم و

غصه ها رو بدیم به باد صبحگاهی و توکل کنیم به خدایی که لیاقت عبادت داره و لیاقت اعتماد کردن. باور کن

اگه بهش توکل کنی تو زندگیت برنده ای. امتحان کن دوستم

 

حرفای آلفرد منو یاد یه حدیث قدسی انداخت.که خدا به بنده هاش میگه: هر کس به طرفم بیاد منو میشناسه هر کس منو بشناسه منو دوست داره و هرکس منو دوست داشته باشه عاشقم می شه و هر کس عاشقم بشه منم عاشقش میشم و هرکس که عاشقش بشم می کشمش.

امیدوارم که حدیث رو جابه جا نگفته باشم.

حرفهای گل دختر در 9:13 |  +   • 

86/07/14

سری داستانهای دو دقیقه ای (پائولو کوئیلو)

فراموش نکنید گاهی توقف لازم است.وگرنه پایمان مجروح و ذهن مان منحرف می شود و خستگی توان

جستجومان را میگیرد.

در سنّت دانشگاهی٬ شنبه سال را در نظر گرفته اند؛ به ازای هر هفت سال کار،استاد باید یک سال را دور از

دانشگاه بگذراند. بدین گونه برای گریز از یکنواختی فضایی را برای معرفت های نوین می گشاید.

 در روزگاران گذشته کشاورزان زمینشان را یه هفت قطعه تقسیم میکردند، هر سال یکی از این قطعات را

بدون کاشتن چیزی در آن رها می کردند. در آن قطعه ٬علف های هرز، گیاهان زیردست و هر آن چیزی رشد

میکند که اراده ی طبیعت برآن است تا بدون دخالت انسان بروید. بدین سان زمین در خود گردش کار می یابد

و می تواند در سال بعد ،بذر کشاورزی را پذیرا باشد.

کسی که با راده ی آزاد خود توقف نکند، سرانجام توسط زندگی فلج خواهد شد. در جستجو همانند همه چیز و

حتی بیش تر هر چیز، عمل و سکون به یک اندازه اهمیت دارند.

 

من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاست                  بر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم

حرفهای گل دختر در 9:39 |  +   • 

86/07/10

قرآن بخوانیم

 

از امروز یه بخش جدید داریم با همین عنوان "قرآن بخوانیم"  حدودا هفته ای یک روز پست من همینه. معنی چند آیه ی قرآن. با اینکه تمام قرآن شیوا و قشنگه اما سعی میکنم باتوجه به موضوع روز انتخاب کنم.امیدوارم مثمر ثمر باشه دوستان.

 

اگر خدا می خواست٬هیچ یک مشرک نمی شدند.و ما تو را مسئول اعمال آنها قرار نداده ایم.و وظیفه نداری آنها را مجبور سازی.

کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید٬مبادا آنها از روی جهل خدا را دشنام دهند.اینچنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم. سپس بازگشت همه ی آنان به سوی پروردگارشان است.و آنها را از آنچه عمل می کردند٬آگاه می سازد.

با نهایت اصرار به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه ای برای انان بیاید۲حتما به آن می آورند.بگو معجزات فقط از سوی خداست و شما از کجا می دانید که هرگاه معجزه ای بیاید (ایمان می آورند؟ خیر٬) ایمان نمی آورند.

 

تا شنبه در خدمتتون نخواهم بود. منو از دعای خیرتون محروم نسازید. واسه عاقبت به خیری دوستانتون ووابستگانتون دعا کنید .واسه فرج امام زمان هم دعا کنید و از خدا بخواهید که مقدمات ظهور ایشان آماده بشه.

عشقم اگه اومدی اینجا کامنت بذار واسم.

شاید باشید و موفق      در پناه حق

بی معرفت یه تلفن نزد!

حرفهای گل دختر در 9:56 |  +   • 

86/07/09

لحظه ی سبز دعا

آخه بی انصاف. یه کم به زندگیت فکر کن. به اتفاق های بدی که می تونست بیوفته و نیوفتاد. به دعاهایی که کردی ومستجاب شد. خدایی که همیشه به یادته و همه جا مواظبته و این همه پارتی بازی واست کرده٬ یعنی نمی خوای تشکر کنی؟  مرد و مردونه( منظور جنسیت نیست) بشین با خودت خلوت کن ببین خدا به این مهربونی به این بزرگی آخه چرا نمازتو نمی خونی؟ نثر صریح قرآنه که خداوند می فرماید: نماز تکلیف الهی است. حتی یه جایی از قرآن یادمه خوندم که نوشته بود به نماز ظهر خود بیشتر اهمیت بدید. اگه تو این دنیا یکی بهت پول بخواد بده٬ تو می شی نوکرش اما خدایی که تمام هست ونیستت دستشه٬ نمی خوای حرفشو گوش کنی؟ والا بی انصافیه......

اینا رو که میگم تو جواب میگه:

من با نمازخوندن حال نمی کنم یا لذت نمی برم.

من میگم:

بابا بسه دیگه! مگه قراره تو هر کاری می کنی لذت ببری؟ لذت می بری دولا راست می شی واسه دیگران؟ نوکری میکنی؟ لذت می بری مجبوری حرف بابا مامانتو گوش بدی؟ اصلا لذت نبر. به خدا بگو من نماز میخونم چون تو بهم گفتی. تو تکلیف کردی. اصلا تکلیف معنیش همینه. یعنی کاری که انجام دادنش سخته.دارای رنجشه.

میگه:

حال ندارم. خسته ام.

من میگم:

خیلی کارا رو وقتی خسته ای با اینکه حال نداری انجام میدی اینم یکی از اونا.

می گه:

یادم میره

من میگم:

چند بار که نماز بخونی میشه ملکه ی ذهنت.

تو دلم میگم٬ کاش می دونستی حالا که جوونی چقدر واسه خدا ارزش داری. کاش می دونستی انجام تکلیف الهی چقدر خدای تورو خوشحال میکنه. کاش می دونستی وقتی نماز بخونی خدا چقدر کمکت میکنه تا تو زندگی موفق بشی. بلا ازت دور میشه. شیطون دیگه سراغت نمیاد. از ته دلم یه آه می کشم و دعا میکنم خدا یه کاری کنه پنجره ی قلبت باز بشه. آخه تو یه انسانی و ما تو انسانیت باهم شریکیم.

حرفهای گل دختر در 14:44 |  +   • 

86/07/08

بي تو طوفان زده ي دشت جنونم

صيد افتاده به خونم                تو چه سان مي گذري

       غافل از اندوه درونم                       بي من از کوچه گذر کردي و رفتي
بي من از شهر سفر کردي و رفتي      قطره اي اشک درخشيد به چشمان سياهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم         تو نديدي

                                                     نگه ات هيچ نيفتاد به راهي که گذشتي
چون در خانه ببستم            دگر از پاي نشستم

گوييا زلزله آمد                            گوييا خانه فرو ريخت سر من

بي تو من در همه ي شهر غريبم            بي تو کس نشنود از اين دل بشکسته صدايي

بر نخيزد دگر از مرغک پر بسته نوايي              توهمه  بود و نبودي

تو همه شعر و سرودي              چه گريزي ز بر من ؟

که ز کويت نگريزم                                      گر بميرم ز غم دل

با تو هرگز نستيزم         من و يک لحظه جدايي                نتوانم  نتوانم


بي تو من زنده نمانم...................

 

 

بی انصافیه اگه نظرتو نگی

حرفهای گل دختر در 8:30 |  +   • 

86/07/07

حرف های خودمونی

اولا که قراره یه اتفاق خیلی خیلی خیلی خوب برام بیوفته. لطفا دعا کنید. نپرسید چه اتفاقی نمی گم. البته اتفاق های خوب زیادی قرار بیوفتن. اما اینی که نوشتم از همه مهم تره.

دوما دوستای خوبی که میان اینجا شعر "کوچه" فریدون مشیری رو شنیدین؟ 

بیتو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم....

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

شنیدین یا نه؟

یه شاعری که اسمشو نمی دونم جواب این شعر رو از زبان مخاطب فریدون تو ان شعر٬ گفته. خیلی خیلی قشنگه. کسایی که با این شعر ارتباط برقرار کردن و میخوان اون شعر رو هم بخونن. کامنت بذارن.  

منتظر کامنتهای شیرین شما هستم

 

حرفهای گل دختر در 10:57 |  +   • 

86/07/04

اومدم بگم یه پیوند تو پیوندهای روزانه این بلاگ هست به اسم نوشته های قیچی شده. پست امروزش راجع به سخنرانی احمدی نژاد تو دانشگاه کلمبیاست. خیلی خیلی باهاله. حتما برید و بخونید و بخندید.
حرفهای گل دختر در 11:18 |  +   • 

86/07/03

غرور

غرور....

کاش بچه بودیم. دوست دارم از رو بچگی با همه دوست باشم و هیچ سیاستی نداشته باشم آخه این طوری

راحتترم اما نمیشه آخه همه حتی سلامشون حتی نگاهشون از رو سیاسته! چه برسه به اینکه....  دیگه

خسته شدم نمی دونم تا کجا قراره این زندگیو ادامه بدم. ای کاش می فهمیدی. ای کاش درک می کردی چقدر

و تا چه اندازه دوستت دارم میخوام باهات باشم. نمی دونم اونی که منو از تو دور میکنه اسمش چیه؟ شاید

غرور باشه یا هر چیز دیگه ای! هر چی هست ازش بدم میاد از هر چی که منو یه ثانیه از تو دور کنه بدم

میاد جز خدا. چون اگه کاری بکنه واسه اینه که منو دوست داره تنها کسی که بدون سیاست منو دوست داره

و مطمئنم که بهم خیانت نمیکنه خداست. ناراحت نشو تو هم با من روراستی و با صداقت٬ پا کی مهربونی٬

همیشه سعی میکنی منو بخندونی. بعضی شوخیهات یادم می مونه و حتی وقتی نه صداتو میشنوم نه صورت

ماهتو می بینم نه ازت اس ام اسی میاد٬ یاد شوخیت می افتم و می خندم اما تو مغروری از اینکه بضی

حرفارو بزنی خوشت نمیاد. خوب اینم اخلاقتو هست ومن باید درکت کنم خیلی وقتها هم درکت کردم. عزیزم ا

ین حرفا رو اینجا زدم چون ظاهرا فعلا وقت حرف زدن با منو نداری امیدوارم ناراحت نشی اما ای کاش.....

 

فکر کنم باین حرفا بیشتر آزرده شدی امیدوارم درکم کنی دوستت دارم. دوستت دارم به خاطر تمام لحظه

هایی که به یادت بودم و دوستت دارم به همون اندازه که خدا از آسمونش واسه من نعمت می فرسته.

دوستت دارم چون تو نعمت خدایی واسه من که تنها ترین تنهای تنهایم بعد از خدای مهربانم

حرفهای گل دختر در 11:6 |  +   • 

86/07/03

آری تا شقایق هست ....

 
محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد.
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم
 
دوست خوبم
اگر میخواهی بدانی که راز این نامه چه بوده است نامه را یک بار دیگر یک خط در میان بخون
امیدوارم اوقات خوبی داشته باشید
حرفهای گل دختر در 8:47 |  +   • 

86/07/02

5قانون برای زندگی بهتر

قانون اول: مردم دو گروهند:     ۱ـ هم عقیده ی تو هستند.

                                         ۲ـ هم عقیده ی تو نیستند اما در انسانیت با تو مشترکند.

قانون دوم: خداوند ٬ خون و مال و آبروی انسان را عزیز کرده٬ لذا هیچ کس حق تعرض به آنها را ندارد.

قانون سوم: خداوند بندگان خوب خود را در بین مردم نهان کرده است تا همه مردم به هم احترام بگذارند.

قانون چهارم: قرارنیست مردم همان طور که تو فکر می کنی ٬ فکر کنند.

قانون پنجم: آنچه بر خود می پسندی بر دیگران بپسند  و هرآنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران هم مپسند.

حرفهای گل دختر در 11:5 |  +   • 

86/07/02

دلم میخواست بازم تورو یه شب تو خواب میدیدمت

مثل گلای رازقی از توی آب می چیدمت

بازم میشد باهم دیگه کنار دریا بشینیم

دل بکنیم از این قفس آبی عشقو ببینیم

دلم می خواست تنهائی رو قال بذاریم

برای پرواز از قفس برای هم بال بذاریم

سر بذاریم رو دوش هم برای هم گریه کنیم

آقا من این شعر رو یادم رفته بعدا می نویسم 

حرفهای گل دختر در 8:31 |  +   • 

86/07/01

کسی

توی عشق و عاشقی و دوست داشتن ها یه مرضی هست که فکر کنم بیشتر گریبان گیر دخترها می شه. یه مرضی به اسم بی تابی یا بی قراری. نمی دونم تا حالا تجربه اش کردی یانه اما از ترک مواد مخدر هم بدتره!  آدم مثل اسفند رو آتیش می مونه و بالا و پائین می شه. با یه حرف خوب از طرف مقابل فقط برای دقایق یا ساعاتی آروم میگیره  و با یه حرف بد هم بی قراری تشدید می شه. روی هم رفته خیلی شیرینه و  باحال.  خواستم بگم من الان این جوری ام.

راستی نمی دونم چرا عشقم اینجا کامنت نمی ذاره. فکر کنم چند وقتیه سر نزده به اینجا. شاید ازش خواستم یه پست اینجا بذاره البته اگه قبول کنه

 

 

توی پست بعد میخوام  ۵قانون تو زندگی رو بگم که اگه هر کسی رعایت کنه تو زندگی به آرامش می رسه

حرفهای گل دختر در 10:20 |  +   •