تبليغاتX
عشق ورزیدن یعنی همکاری باخدا

86/05/29

ابلاغيه به شوراي محترم پول و اعتبار
روابط عمومي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران اعلام کرد به دنبال اعتراض جمع
کثيري از هموطنان عزيزمان از چاپ و نشر اسکناس ۵۰۰۰توماني با حديثي منسوب به
پيامبر با عبارت "اگر دانش در ثريا هم باشد مرداني از پارس بدان دست خواهند
يافت"، اين بانک تصميم گرفته است براي دلجويي از هم ميهنان غير فارس، اسکناسهاي
بعدي را با احاديث زير به زودي روانه بازار کند :
۱۰هزار توماني: اگر دانش در پشت کوه هم باشد شيرمرداني از لرستان بدان دست
ميابند
۱۵هزار توماني: اگر دانش در خشخاش هم باشد بدون شک دلاوراني از سيستان به آن
دست ميابند، مگر اینکه نيروي محترم انتظامي مانع شود .
۲۰هزار توماني: اگر دانشمند احتمالاً سر گردنه هم باشد، مرداني ازکردستان به او
دست يافته و سر او را ميبرند و دانش را از آن خود ميکنند .
۳۰هزار توماني: اگر دانش در همين چند قدمي هم باشد، مرداني از شيراز هيچوقت حال
ندارند که به آن دست يابند .
۳۵هزار توماني: اگر دانش در روي قله هاي کوه الوند باشد مرداني از آذربايجان آن
را دردرياي عمان جستجو ميکنند .
۴۰هزارتومان: اگر دانش مفتي باشد و بعداً بتوان آن را فروخت، شک نکنيد کهمردان
و زناني از اصفهان براي دست يافتن بدان، از هم پيشي ميگيرند

از خوزستان چيزي ننوشتن؟
خيلي هزار توماني: اگر دانش در روي قله ها و کوه و دريا و معدن و همه اينها باشد مهم نيست! ما مردم خوزستان را گول مالي مي كنيم و نفتشان را فروخته و سود فروش نفت را در تهران و اردبيل و تركستان و... خرج مي كنيم!!!
اینم نظر یک بچه خوزستانی!!!!!
حرفهای گل دختر در 21:44 |  +   • 

86/05/28

کمی شیطنت :)

اينجا امامزاده نيست مردم هم دخيل نبستند , روغن و قند و شكر هم نمي دهند اينجا براي خانه ثبت نام وام مسكن مي كنند!!!!!!

حرفهای گل دختر در 9:23 |  +   • 

86/05/28

زنی از جنس مرد

اگه به قیافش دقت کنی دستگیرت میشه که با بقیه فرق داره٬بدنش ظرافت زنونه نداره موهای مش شده و سشوار کشیده اش کلاه گیسیه که مجبوره همیشه تحملش کنه و صداش که هنوز دورگه است.....

نمی دونم چندمین باریه که توی جمع زنونه حاضر میشه٬اما از رفتارش معلومه هنوز عادت نکرده و من که از دور نگاش میکنم متوجه میشم که دخترهای دیگه چقدر بد نگاش میکنن و زیر لب حرف میزنن و میخندن! اومده تا به این حرفا و نگاه ها عادت کنه.یعنی باید عادت کنه چون دیگه مرد نیست چون اصلا از اول هم نبوده٬اینکه چرا این طوری شده رو نمی دونم اما دلم براش خیلی می سوزه.خیلی سخته.خدا میدونه تو ذهنش چی میگذره و چه عالمی واسه خودش داره امیدوارم با شرایط جدیدش بتونه کنار بیاد چون واقعا سخته.براش دعا میکنم.....

حرفهای گل دختر در 9:1 |  +   • 

86/05/27

نامه اي به پدر!

 

 

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

 

پدر عزيزم،

با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.

با عشق،

پسرت،

John

 

 

 

 

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن


حرفهای گل دختر در 14:22 |  +   • 

86/05/26

خواسته ات را بپذیر

قانون جذب قسمت هفتم:

عبارات پذیرشی
ابزار زیادی برای پذیرش وجود دارد.اولین ابزاری که میخواهیم در موردش کنکاش کنیم،عبارات مربوط به پذیرش است.هدف ازاین عبارت ،کم کردن یا رفع هر نوع شک و شبه ای است که مانع می شود تو آنچه را میخواهی دریافت کنی.بعد از درست کردن عبارت پذیرشی،باید اعتماد به نفس داشته باشی.به این ترتیب بدان که واقعا آنچه را میخواهی،جذب میکنی.
عبارات پذیرشی به راستی کارایی دارد.
فرمول عبارات پذیرشی
نوشتن عبارات پذیرشی برای خودت آسان است.برای شروع از خودت بپرس کسی هست کاری کند که تو هم بخواهی همان کار را بکنی،یا چیزی دارد که تو هم دلت بخواهد آن را داشته باشی؟ اگر این طور است ،امروز چند نفرهستند که این کار را بکنند؟دیروز؟ هفته گذشته؟ ماه پیش؟ پارسال؟
عبارات خدت را با ضمیر سوم شخص بنویس،چرا که استفاده ازضمیر اول شخص ،شک و شبه بیشتری ایجاد میکند. اطمینان حاصل کن که عبارت ها موجه باشند.در این جا مثالی می آورم در مورد مردی مجرد که تردید دارد بتواند در شهر خودش همسر مناسبی پیدا کند.
سوال:آیا کسی در دنیا هست که در شهر خودش همسر دلخواهش را پیداکرده باشد؟
جواب:بله
سوال:در این صورت تا امروز چند نفر این کار را کرده اند؟تا دیروز؟ هفته گذشته؟ ماه پیش؟ پارسال؟
جواب: امکانش هست که پارسال هزاران نفر همسر دلخواه شان را در شهر خودشان پیدا کرده باشند و هزارن نفر هم امسال این کار را بکنند.
زود باش و عبارت پذیرشی خودت رو طبق این فرمول بنویس. اگه سوالی داشتی می تنی بهم میل بزنی
ادامه دارد........
حرفهای گل دختر در 17:58 |  +   • 

86/05/26

قانون جذب قسمت ششم:

خواسته ات را بپذیر

پذیرفتن یعنی چه؟
عبارت پذیرفتن قانون جذب صرفا به معنی عدم شک و تردید است و مهمترین عامل در روند جذب آگاهانه.در واقع مرحله کنار زدن تردید و دودلی را پذیرفتن می گویند.شاید این عبارت را شنیده باشید: "صرفا قبولش کن" اما تو داری به خدت می گویی چنین اتفاقی نمی افتد.اگر در مورد آنچه میتوانی آن را داشته باشی تردید کنی،یعنی آن را نپذیرفته ای. وقتی ندای خودت را می شنوی که دارد می گوید: خیالم راحت شد،این امکان پذیره. می دانی که داری چیزی را قبول می کنی.
من متوجه شده ام که پذیرفتن، سخت ترین مرحله برای بیشتر مردم است.اول اینکه معنی آن را درک نمی کنند و دوم، وقتی دیگران میگویند" صرفا قبولش کن" آن ها کلافه می شوند. در این جا به تو نشان می دهم چطور بر این مانع غلبه کنی.

سرعت قانون جذب نسبت مستقیم با میزان پذیرش تو دارد.
شک و تردید از کجا می آید؟ رایج ترین منبع شک و تردید ،ناشی از باورهای محدود خودمان است.

باور محدود یعنی چه؟
باور محدود همان افکار تکراری است که مانع می شود تو خواسته ات را جذب کنی.افکار تو می تواند امواج منفی بیرون بفرستد.به عنوان مثال عبارت " باید حسابی کار کنی تا پول در بیاوری"باعث بروز امواج کمبود می شود که تو را از دستیابی به خواسته ات باز می دارد.
مساله جالب توجه در مورد تفکر این است که می شود آن را تغییر داد. تو باید یاد بگیری که چطور از ابزارهایی که کمکت می کند باورهای محدودت را تغییر بدهی،استفاده کنی.
یکی از این ابزارها عبارت پذیرشی است

ادامه دارد.........
حرفهای گل دختر در 13:36 |  +   • 

86/05/25

مرسی از امیر حجوانی

« مطالب ذیل برگرفته از سایت p30download می باشد »»

«عجيب‌ترين نام‌هاي ايراني» كوششي است از خلاصه‌ي تحقيقات مركز آمار ايران در خصوص نام‌هاي نامتعارف و عجيب و غريب ايرانيان. آنچه كه در اين نوشتار كوتاه بدان پرداخته مي‌شود، نگاهي مصداقي دارد به تركيب نام‌هاي مرد/زن و بازتاب‌هاي جالب آن.


1- نام‌هاي در تضاد با جنسيت
تجزيه و تحليل جنسيتي نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد نام‌هايي كه متناسب با زنان است براي مردان و 30درصد نام‌هايي كه متعلق به مردان است براي زنان به كار گرفته شده است.

مصاديق نام‌ها:
مهين‌رضا، زن، زاهدان
سينا، زن، آمل
پري‌تك، مرد، ميناب
ولي‌بانو، مرد، تهران
پريا، مرد، زابل
ياسمين‌خان، مرد، ميانه


2- نام‌هاي جغرافيايي
ساختار برخي ديگر از نام‌هاي نامتعارف نشان مي‌دهد كه 70درصد از اين نام‌ها متعلق به مردان بوده و برگرفته از مكان‌هاي جغرافيايي است.

مصاديق نام‌ها:
آمريكا، زن، آبادان
اروپا، مرد، همدان
درياقلي، مرد، شهركرد
بغداد، مرد، بندرعباس
بوشهر، مرد، ممسني
اهواز، مرد، اهر


3- نام‌هاي زماني
در ساختار بسياري از اين نام‌ها، نشانه‌هايي از فصل، ماه، هفته، و روز ديده مي‌شود. در اين نمونه نيز باز هم مردها 82درصد اين فراواني را تشكيل مي‌دهند.

مصاديق نام‌ها:
امروز، مرد، ميانه
تيرماه، مرد، سراب
روزعلي، مرد، شهركرد
اذان وقت، مرد، اردبيل
فوري، زن، تهران
شب‌چراغ، زن، ايذه


4- نام‌هاي حيواني
ساختار اين نام‌ها برگرفته يا تلفيقي از نام‌هاي مركب يا مستقل حيوانات است. اين نام‌ها 80درصد متعلق به مردان و 20درصد متعلق به زنان است. تجزيه و تحليل اين اسامي نشان مي‌دهد كه 61درصد اسامي پستانداران، 30درصد پرندگان، 51درصد خزندگان است.

مصاديق نام‌ها:
پشه، مرد، سركان
تيله‌گرگ، مرد، ياسوج
سيدگرگ‌الله، مرد، ممسني
ساس، مرد، شيراز
بزعلي، مرد، درگز
كلاغ، مرد، كهنوج


5- نام‌هاي نباتي
اين‌گونه نام‌ها از پسوند يا پيشوند نباتي گرفته شده است. در اين بين سهم زنان بيشتر از موارد ديگر در حدود 40درصد است. تفكيك اين نام‌ها براي مشخص شدن جنسيت بسيار مشكل است.

مصاديق نام‌ها:
انگور، مرد، ايرانشهر
ترياك، مرد، رامهرمز
زردآلو، مرد، خرم‌آباد
فلفل، مرد، ممسني
گيلاس، زن، اردبيل
نخود، زن، ميناب


6- نام‌هاي وصفي
اين‌گونه نام‌ها از صفات مختف گرفته شده است. نسبت اين‌گونه نام‌ها در ميان مردان بيشتر از زنان است.

مصاديق نام‌ها:
روسپي، زن، مرودشت
قيمتي، زن، سنقر
سوخته، مرد، فارسان
فقير، مرد، لنجان
فتنه، زن، سيرجان
قاچاق، مرد، الشتر
حرفهای گل دختر در 17:5 |  +   • 

86/05/24

:(ه د ی م م ر ا ز آ ت ی ر و د
حرفهای گل دختر در 23:35 |  +   • 

86/05/22

ای بابا...... عجب وضع مسخره و غیر قابل تحملی شده ها!!!!! من چرا این جوری ام و تو چرا اون جوری؟؟؟؟؟؟ فکر کنم باید فکر کنم..... بی خیال این چند روز تعطیلی تموم شه و کلاسای ترمم شروع بشه همه چی جبران میشه..... من تنها نیستم یه خدا به این بزرگی هست که سرمو میذارم رو شونه اش و بدون اینکه حرفی بزنم، میفهمه ته دلم چی می گذره..... بعدش دلداریم میده و میگه نگران نباش دارم ازت عکس یادگاری میگیرم. آخه می گن: قشنگ ترین عکس ها تو اتاق های تاریک ظاهر میشن،اگه دیدی اوضاع زندگیت تیره و تاره یعنی خدا داره ازت عکس یادگاری می گیره.... خوبه حالا خدا هست. دلم قرصه به اون وگرنه کلاهم پس معرکه بود!!!!!!! این پست دوامی نداره..... مثل ناراحتی الانم....... تا دوروز دیگه پاکش میکنم..... این همه ناراحتی مایه ننگه منه :)
حرفهای گل دختر در 21:18 |  +   • 

86/05/22

عبارت مربوط به خواسته

قانون جذب قسمت پنجم:

چرا عبارات تاکیدی ارتعاش تو را بالا می برد؟

عبارات تاکیدی جملاتی هستند که از طریق تکرار در ذهنت جایگزین می شوند و طرز فکر  تو را دوباره برنامه ریزی میکنند.بیشتر عبارات تاکیدی به زمان حال بیان می شوند. مثلا : " من بدنی سر حال وخوش فرم دارم"       عبارتی تاکیدی است.

هر بار که عبارتی تاکیدی را بر زبان بیاوری٬بر اساس احساسی که در تو به وجود می آید واکنش نشان می دهی.اگر به خودت بگویی که بدنی سرحال و خوش فرم داری٬در حالی که ندری٬یا وقتی احساس می کنی داشتن بدنی سر حال وخوش فرم دست نیافتنی است٬امواج منفی از خودت ساطع میکنی.ارتعاشات تردید و دودلی تو باعث میشود قانون جذب در برابر آن واکنش نشان دهد و بیشتر از آنچه خاوهانش نیستی ٬تقدیمت کند.

قانون جذب در برابر کلماتی که به کار می بری یا افکاری که به ذهن می آوری واکنش نشان نمی دهد.صرفا در برابر آنچه در مورد گفته ها یا افکارت احساس می کنی٬واکنش نشان میدهد.

عبارت مربوط به خواسته ات چیست؟

وسیله ای موثر برای بالابردن ارتعاش توست.در مرحله دوم از روند سه مرحله ای جذب آگاهانه٬ وقتی خواسته ات مشخص شد٬نوشتن عبارتی در مورد آن کمک میکند حواست متوجه خواسته ات باشد.یادت باشد هر چه توجه و انرژی که به خواسته ات می دهی مثبت تر باشد٬ارتعاشاتت بالاتر می رود. هر چه ارتعاش تو بالاتر برود٬احتمال اینکه قانون جذب با خواسته های تو جور دربیاید بیشتر است.

 

عبارت مربوط به خواسته ـ شروع مطلب

من در مرحله جذب تمام آنچه لازم است بدانم ٬انجام دهم یا داشته باشم٬ خواسته آرمانی ام را جذب میکنم.

 

عبارت مربوط به خواسته ـ اصل مطلب

در اینجا چند عبارت آورده ایم که با استفاده از آن ها می توانی خواسته ات را بیان کنی:

عاشق این هستم که بدانم............*

دوست دارم که بدانم چه احساسی دارد که....................

تصمیم گرفته ام............................

هر چه بیشتر..........................

خیلی هیجان زده می شوم که.........................

از تصور.........................................ذوق زده می شوم.

                                                                * : در جای خالی جمله مربوط به خواسته خود را قرار میدهی

می توانی تفوت بین ارتعاش دوجمله زیر را حس کنی:

"خیلی دوست دارم بدانم ارتباط ایده آلم پربار و متعالی است"

" روابط ومناسباتم پربار ومتعالی است"

در عبارت اول تو میگویی ارتباط ایدهآلت پربار و متعالی باشد٬ واین دلالت بر این دارد که تو چنین ارتباطی داری یانه.ارتعاش تو مثبت است.

عبارت دوم عبارتی تاکیدی است که نشان می دهدرابطه تو از قبل پربار ومتاعلی است. اگر این مساله واقعیت نداشته باشد٬تو امواج تردید و دودلی از خودت بیرون میدهی٬ که  ارتعاش منفی است.

 

عبارت مربوط به خواسته ـ خاتمه مطلب

قانون جذب رخ می نماید و آنچه را لازم است اتفاق بیافتد تا خواسته مرا بیاورد٬به منصه ظهور می رساند.

 

حرفهای گل دختر در 13:58 |  +   • 

86/05/22

ارتعاشاتت را بالا ببر

 قانون جذب قسمت چهارم:

بالا بردن ارتعاشات صرفا به این معناست که به تو حال و هوای خوب بدهد یا احساس توجه و انرژی و تمرکز مثبت بیشتری کنی. فقط کافی نیست خواسته هایت را شناسایی کنی٬بلکه باید هر روز هم به آن توجه مثبت داشته باشی. در این جا٬ چند استعاره یاد می گیری که کمکت میکند مثبت بمانی.

تو خودت هستی که با تصمیم گیری هایت پنکه خودت را به کار می اندازی.

خودت پنکه ات را به کار بنداز

اگر احساساتت را با پنکه مقایسه کنی٬وقتی پنکه روی درجه آخر کار میکند و باد می زند٬ تو احساس سر خوشی میکنی. به عبارت دیگر پنکه ات دارد کار میکند.  وقتی کمی احساس آزردگی و رنجش می کنی٬ مثل این است که مداد لای پره های پنکه ات گذاشته ای.

وقتی با دردسر های روزانه مواجه می شوی٬کمتر وقت صرف توجه به آنها کن.تو از استعاره پنکه ات باد می زند خوشت خواهد آمدو صدای خودت را می شنوی که به خودت می گویی:

اوه! حالا پنکه ام دارد باد می زند!

تمام چیزهایی را که باعث می شود احساسی خوب به تو بدهد٬شناسایی کن و بیشتر به آن بپرداز.

هدف از زندگی ات چیست؟

هدف از زندگی٬شناخت و تجربه کامل لذت است.هر انسانی برای تجربه لذت راهبردهایی دارد: نقاشی٬ خوانندگی٬ورزش و ......

وقتی مشغول خواندن این مطلب هستی فکرت را باز نگه دارو مشتاق باش که یاد بگیری وهر آنچه را در هر زمینه ای از زندگی برایت لذت می آورد٬هویدا  کنی.

یادت باشد هر ارتعاشی که از خودت ساطع کنی٬آینده ات را خلق می کند. مراقب باش چه چیزی را مرتعش می کنی. بر اساس این که چه طور هر چیزی احساس تو را تحریک می کند٬ تصمیم گیری کن. طولی نمی کشد توجه بیشتری به احساسات منفی ات که مایلی آن ها را تحمل کنی٬ نشان خواهی داد٬که این توجه به خود واقعی است.

بالا بردن ارتعاش برای خواسته ات حکم سوخت را دارد

یکی از اصول مهمی که قانون جذب برایت کارایی داشته باشد٬این است که خواسته هایت را در خط مقدم ذهنت قرار بدهی.بدین ترتیب توجه و انرژی و تمرکز مثبت خودت را به آن معطوف می کنی.....

ادامه دارد با ما همراه باشید

 

حرفهای گل دختر در 11:47 |  +   • 

86/05/22

 

 

سکوتم از رضایت نیست

           دلم اهل شکایت نیست.......

         ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم

حرفهای گل دختر در 8:16 |  +   • 

86/05/21

سری داستانهای دو دقیقه ای (پائولو کوئیلو)

آنا شارپ نویسنده کتاب "جادوی راه رستین" و مسئول همراهی با شرلی مک لین در جاده ی سانتیاگو ٬یک روز به من گفت:

- ترس همان آرزوی نهان است.ناهشیارانه زندگی خود را در تلاش برای اثبات این میگذرانیم که حق با پدران ما بوده ـ چون مهمترین چیز را به ما بخشیده اند: عشق را.اما داغ ترس های راستین شان را هم بر ما گذاشته اند و ما برای آنگکه تصاویر نیرومندی را که از آنها داشته ایم٬نابود نکنیم٬ می گذاریم این ترس ها به ما منتقل شوند.

تنها زمانی هراس را از هواپیما از دست دادم٬که در اغاز یک سفر اندیشیدم: این هراس از پدرم به من رسیده و نمی توانم بپذیرم که او در اشتباه بوده باشد.

 

باید نکات نیک گذشته را نگه داریم٬ اما هراس های غیر منطقی را کنار بگذاریم.امروز با هر هراسی که روبرو می شوم٬واژه ترس را با واژه آرزو جایگزین میکنم و می پرسم :

چرا آرزوی چنین چیزی کردم؟ و معمولا آن ترس/آرزو ازبین می رود.

حرفهای گل دختر در 15:58 |  +   • 

86/05/21

شام آخر

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو " شام آخر " دچار مشکل بزرگی شد:

می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا " یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.

روزی در یک مراسم همسرای،  تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان همسرا یافت.

جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت . سه سال گذشت.

تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بودکاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.

نقاش پس از روزها جست و جو, جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند, چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت.

گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.

وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!"

داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟ !

گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!"

 

می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند .

حرفهای گل دختر در 11:19 |  +   • 

86/05/21

تقدیم به تو با عشقققققققققققققققققققققققققققققققق

حرفهای گل دختر در 8:57 |  +   • 

86/05/18

عشق را دوست دارم چون هدیه ی خداست

خدا گفت: زمین سردش است.چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟

لیلی گفت: من.

خدا شعله ای به او داد.لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت.

خدا لبخند زد. لیلی هم.

خدا گفت: شعله را خرج کن.زمینم را به آتش بکش.

 

 

لیلی خودش را به آتش کشید.خدا سوختنش را تماشا کرد.

لیلی گُر می گرفت.خدا حظ میگرد.

لیلی می ترسید. می ترسید آتش اش تمام شود.

لیلی چیزی از خدا خواست.خدا اجابت کرد.

مجنون سر رسید.مجنون هیزم آتش لیلی شد.

آتش زبانه کشید.آتش ماند. زمین خدا گرم شد.

 

خدا گفت: اگر لیلی نبود زمین من،همیشه سردش بود.

"لیلی نام تمام دختران زمین است.    عرفان نظر آهاری"

 

 

از این بهتر نمی شد عشق رو تعریف کرد. من که هر وقت می خونم یه چیز جدید ازش میفهمم. اگه خواستید کامنت بذارید بقیه کتاب رو هم براتون بنویسم.

حرفهای گل دختر در 20:19 |  +   • 

86/05/18

امتحان کن ضرر نداره

قانون جذب قسمت سوم:

خیلی ها به من ایمیل زدن و گفتن که منتظر قسمت های بعدی قانون جذب هستن.خب از اینجا به بعد باید عمل کنی.با دقت برو جلو.امیدوارم به هر چی میخوای برسی

 

امروز می خواهیم برگه وضوح از طریق تضاد خودمون رو آماده کنیم:

 

 

 

 

آرمان های من   

خوب، من چه میخواهم؟

 

تضاد

وضوح

فهرست چیزهایی که دوست نداری

        

                                          طرف الف

فهرست چیزهایی که دوست داری

 

            طرف ب

 

 

 

 

 

 

 

در پایان این تمرین تو اولین مرحله جذب آگاهانه را کامل کرده ای،یعنی شناسایی خواسته هایت.

 

یادت باشه تا این مرحله تو فقط خواسته های خودت را مشخص کرده ای.شاید از اینکه آن ها را شناختی و نوشتی،احساسی خوب به تو دست بدهد و شاید هم این کار در تو شک و شبهه ایجاد کند.

 

سایت نفیسه معتکف رو گذاشتم تو پیوندهای روزانه برو ببین.

nafisehmotakef@yahoo.com

 

حرفهای گل دختر در 18:9 |  +   • 

86/05/18

سخن بزرگان

هر کس با مردم چنان رفتار کند که دوست دارد آنان با او رفتار کنند٬ عادل است.

                                                                   پیامبر اکرم(ص)

حرفهای گل دختر در 11:21 |  +   • 

86/05/16

امتحان کن ضرر نداره

شکایت و نگرانی،عبارات بیانی منفی هستند.هر بار که از چیزی گله می کنی،توجه خود را به چیزی می دهی که دوستش نداری و وقتی نگران آینده هستی، بیشتر به آنچه خواهانش نیستی توجه می کنی.

در این مرحله احتمالا از خودت می پرسی چطور می توانی مانع بروز افکار منفی ات بشوی.جوابت این است که باید با بیان دیگری حرف بزنی و فکر کنی.

چطور عبارات منفی را طور دیگری بیان کنیم؟

هر چه یشتر از حرف هایی که بر زبان میاوری و اهمیت ارتعاشاتت آگاه باشی، بیشتر می توانی جلوی زبانت را بگیری تا عبارات منفی به کار نبری. وقتی عبارتی منفی را می شنوی با بر زبان آوردن آن به طریقی دیگر آن را مثبت کن.به عنوان مثال اگر متوجه می شوی که می خواهی بگویی پیدا کردن مشتری سخت است، به جایش بگو: " در گذشته پیدا کردن مشتری سخت بود."

اگر کنجکاوی بدانی که در هر زمینه ای از زندگی ات امواج مثبت می فرستی یا منفی، کافی است به آن زمینه نگاه کنی و ببینی چه چیزی دریافت می کنی.این جور شدن و تطابقی بی نقص است.

 

وضوح از طریق تضاد

 

تضاد چیست؟

 

اولین گام برای این که کاری کنی تا قانون برایت کارایی داشته باشد این است که ببینی چه می خواهی.می توانی از این طریق اقدام کنی که اول ببینی چه نمی خواهی، که ما این بی رغبتی را "تضاد " می نامیم.

تضاد تمام آن چیزی است که از آن خوشت نمی آید و تو را در حال و هوای منفی نگه می دارد.لحظه ای که چیزی را در زندگی ات شناسایی می کنی که  در تو احساس تضاد و بی رغبتی ایجاد میکند، وزمانی را صرف گله و شکایت از آن میکنی درباره اش حرف می زنی یا اعلام میکنی که آن را نمی خواهی، آن را به قانون جذب پیشکش می کنی.

صرفا از خودت بپرس: خوب!حالا که این رو نمی خوای، پس چی میخوای؟ به عبارت دیگر تو از طریق تضاد به وضوح دست می یابی.

توجه به تضاد اساسی است زیرا تو را به خواسته ات نزدیک میکند.

از آنجا که قانون جذب همیشه در برابر امواج تو واکنش نشان میدهد(خواسته یا ناخواسته) بسیار مهم است که به سرعت حواست را متوجه چیزی کنی که دلخواهت نیست(تضاد) و دوباره آن را به سوی آنچه می خواهی جهت دهی کنی (وضوح).

 

ادامه دارد......

حرفهای گل دختر در 21:17 |  +   • 

86/05/16

تبلیغ می کنیم

Image hosting by TinyPic

 

من خودم دارم استفاده میکنم خیلی خوبه.......

حرفهای گل دختر در 16:35 |  +   • 

86/05/16

سری داستانهای دو دقیقه ای (پائولو کوئیلو)

مراقب باشید٬نمادها می توانند به دام ها تبدیل شوند.داستان کتاب سرودی برای لیبوویتز در آینده ای دور می گذرد٬هزار سال پس از نابودی تمدن فعلی. مردمان آن روزگار٬سیم های قدیمی کامپیوتر را به دور گردن خود می آویزند چون سنت می گوید حمل کردن این سیم ها با خود دانش می آورد.

خورخه لوییس یورخس نیز از مسخ نمادها سخن میگوید: صلیب٬که وسیله ای برای شکنجعه بود٬ به نشانه ایمان  تبدیل شده است.پیکان کشنده٬اینک تنها راه را نشان میدهد.

در یکی از افسانه های ذن٬ داستان استادی آمده است که هموراه دستور می داده گربه اش را که مزاحم مراقبه ی شاگردانش می شد٬محکم ببندند. زمان گذشت٬استاد درگذشت.گربه نیز مرد و گربه ای دیگر آوردند.صد سال بعد یک نفر رساله ای معتبر درباره اهمیت بستن گربه به هنگام مراقبه نوشت.

حرفهای گل دختر در 10:18 |  +   • 

86/05/15

 

 

زندگی مهم تر از آن است که خیلی جدی گرفته شود

حرفهای گل دختر در 20:25 |  +   • 

86/05/15

یه مطلب دیگه از مارشال

هیچوقت بر روی دوستان خودتون که از جنس مونث و یا خانوم هستن حساب نکنین !!در واقع خانومها دوستان خوبی نیستن و واسه همین به همه، چه آقا و چه خانوم توصیه می کنم که دوستاتون رو منحصرا از بین آقایون انتخاب کنین !!              خب مسلمه که همه می پرسن چرا ؟!

با یک مثال ساده توضیح می دهم واستون :

آقا و خانومی که چند وقتی بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتی اتفاقات جالبی واسشون رخ می ده

یه شب خانوم نمی ره خونه

فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟

خانوم هم جواب می ده که خونه ی یکی از دوستام بودم !!!

آقا بلافاصله بعد ازین جواب به 10 تا از بهترین دوستان خانوش تلفن می کنه و ازشون سوال می کنه که آیا خانومش دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟

همگی دوستان خانومه جواب می دن نه !!!!!

خب به همین راحتی می تونیم پی ببریم که خانوم ها دوستان خوبی نیستن و هیچ وقت نمی روشون حساب کرد

اما حالا چرا آقایون دوستان خوبی هستن و همیشه می تونین روشون حساب کنین

چند وقت بعد از این ماجرای آقا و خانومه !!!

آقا یه شب خونه نمی ره

و فردای اون شب در بازگشت به خونه این بار خانومه از آقا سوال می کنه که دیشب کجا بودی ؟

آقا بلافاصله جواب می ده که : خب، پیش یکی از دوستام بودم !!!

و خانوم بلافاصله به 10 تا از بهترین دوستای آقا زنگ می زنه و می گه که :

آیا آقا دیشب پیش اونا بوده یا خیر ؟

8 تا از دوستای آقا می گن که آره !!!!! آقا دیشب پیش ما بوده

و 2 تا هم می گن که هنوز هم پیش ماست !!!!! لووول

به همین راحتی می تونین نتیجه بگیرین که دوستان مرد خیلی قابل اعتماد تر هستن و همیشه می شه روشون حساب کرد

حرفهای گل دختر در 8:14 |  +   • 

86/05/14

سری داستانهای دو دقیقه ای (پائولو کوئیلو)

آنا سینترا تعریف می کند که پسر کوچک اش ـ با کنجکاوی کسی را که واژه ی جدیدی می شنود٬ اما هنوز معنای ان را نمی فهمد ـ از او می پرسید:

- مامان پیری یعنی چه؟

آنا پیش از این که پاسخ بدهد٬در کمتر از یک ثانیه به گذشته سفر کرد و لحظات مبارزه٬دشواری ها ونومیدی ها ی خودش را به یاد آورد و تمام بار پیری و مسئولیت را بر شانه هایش احساس کرد. چشم هایش را به سوی پسرش گرداند که خندان ٬منتظر پاسخی بود. انا گفت: پسرم٬به صورت من نگاه کن. این پیری است. و پسر چروک های آن صورت واندوه آن چشم ها را تماشا کرد. چه باعث شد که پسرک تعجب نکند و پس از چند لحظه پاسخ بدهد:

 مامان! پیری چقدر قشنگ است!!!!!

حرفهای گل دختر در 10:51 |  +   • 

86/05/13

از آرمش معلومه که مال مارشال مدرنه دیگه......

حرفهای گل دختر در 8:50 |  +   • 

86/05/12

تبلیغ میکنیم

بدینوسیله یکی از فعال ترین سایت های ایرانی را معرفی می نمایم:

نام:  جرقه خورشید

نوع فعالیت: در تمام زمینه هایی که فکرشو بکنی یا نکنی٬این سایت اطلاعات در اختیارت می گذاره. ودر همه ی زمینه ها تالار گفتگو داره. و خیلی هم باهاله

. می گی نه؟؟؟؟ برو ببین

www.sparksun.com 

 

حرفهای گل دختر در 22:31 |  +   • 

86/05/12

تو قبلا هم قانون جذب را تجربه کرده ای

قابل توجه دوستان محترم و عزیز

این موضوع جدیدی که تو بلاگ بهش پرداخته ام،بسیار جالب و جذابه.من خودم امتحانش کردم وقبولش دارم. مطالبی که مینویسم از مجله موفقیت هست البته به طور خلاصه.اگر مایل هستید در باره این قانون بیشتر بدونید دو پیشنهاد دارم براتون:  اول اینکه منتظرقسمتهای بعدی در همین بلاگ باشد. دوم اینکه به سایت رسمی خانم معتکف که مترجم کتاب قانون جذب هستند سر بزنید و کتابشو بخرید....

آدرس سایت تو پیوندهای روزانه همین بلاگ هست...

با آرزوی موفقیت و آرزوی اینکه به هر چی میخواهید برسید.....

 

 

قسمت اول

تعریف قانون و جذب

درزندگی همان چیزهایی را به سوی خودم جذب می کنم که انرژی و حواس و توجه ام را به آن معطوف می کنم.چه آن را بخواهم چه نخواهم.....

 

هر انسانی امواج خوب یا بد دارد.درواقع ما دایم در حال ارتعاش هستیم.اگر تو ذوق زده خرسند قدردان یا شاکر باشی امواج خوب و اگر عصبانی غمگین ناامید یا سرخورده باشی امواج منفی از خودت ساطع می کنی. بسیار مهم است که با امواج خود در تماس باشی و آز آنها آگاه باشی،چون آنچه از خودت ساطع می کنی قانون جذب بیشتر از همان را به تو بر میگرداند.

هر گونه ارتعاشی که ساطع میکنی ،قانون جذب از طریق ارایه همان چیز به تو به نسبت بیشتر واکنش نشان می دهدو اصلا فکر نمی کند آن به نفع وست یا به ضرر تو،صرفا در برابر امواج تو واکنش نشان می دهد.

 

 

قانون جذب آنچه را تو نمی خواهی می شنود.وقتی به ندای درونت گوش میدهی که افعال و عبارات منفی به کار می برد،در واقع توجه و انرژی خود را به چیزهایی می دهی که آنها را نمی خواهی.

به یاد داشته باش تو در زندگی همان چیزی را جذب می کنی که توجه و انرژی و حواس خود را به آن معطوف می کنی، خواسته یا ناخواسته.....

 

ادامه دارد....

حرفهای گل دختر در 11:24 |  +   • 

86/05/12

آقایون لطفا کمی مکث کنید

تمام آقایون بدانند اگر این خصوصیت زن را درک نکنند همیشه مشکل خواهند داشت.لطفا از غرورتان بکاهید وکمی کوتاه بیائید. او غریبه نیست.او همسر شماست. همانی که می گوئید مایه ی آرامشتان است....

 

به حرفهایم گوش کن!

وقتی ازتو می خواهم که به حرفهایم گوش کنی و تو همان وقت شروع می کنی به نصیحت کردن درواقع خواسته مرا تامین نمی کنی.زمانی که از تو میخواهم به من گوش دهی و تو می پرسی چرا؟

احساسات مرا جریحه دار میکنی.  هنگامی که از تو می خواهم به من گوش فرا دهی اما تو سعی میکنی مشکلات مرا حل کنی به نظرم بیگانه می آئی.گوش کن!

همهی آنچه می خواهم این است که فقط به حرفهایم گوش دهی ،نه حرف بزنی،نه کاری انجام بدهی،فقط به من گوش بده. من به نصیحت هم نیاز ندارم.بنابراین فقط لطفا به من گوش کن و اگر خواستی حرف بزنی صبر کن تا نوبت تو برسد.آن گاه من به حرف های تو گوش خواهم داد.
حرفهای گل دختر در 10:28 |  +   • 

86/05/10

فعلا یه نفر با من بیعت کرده.گفت که تنهام نمی ذاره.گفت که این چند روز هم حواسش به من بوده و منو صدا می کرده اما من چون یه طرف دیگه رو نگاه می کردم٬متوجه حضورش نبودم.دیشب م اتفاقی متوجهش شدم. یه لحظه نگام اونور افتاد دیدمش. باهم دست دادیم.حرف زدیم.خندیدیم. دیشب بهم خوش گذشت ماه کامل رو دیدم و هوای خنک خوردم.......

اون یه نفر خداست.....تنهایی تموم شد.......

حرفهای گل دختر در 9:6 |  +   • 

86/05/10

حرفهای گل دختر در 8:50 |  +   • 

86/05/09

حرف های خودمونی

هر کسی از ظن خود شد یار من.......

چقدر از ثانیه ها رو میگذرونی بدون اینکه بفهمی چه حسی داری؟ چقدر از ثانیه ها با بغض حروم میشن؟ چقدر از همون ثانیه ها که بغض داری٬اجازه میدی بباره؟ چقدر از ثانیه هات رو احساس تنهایی پر میکنه؟؟ چقدر از آدمای اطرافت حتی وجودشون باعث میشه تو احساس تنهایی بیشتری بکنی؟ چقدر فکر میکنی؟ چقدر نقشه تو ذهنت میکشی که یادت بمونه از این به بعد با اونایی که تو لحظه ناراحتی تحویلت نگرفتن مثل خودشون رفتار کنی اما بعدش یادت رفته!!!!

سالهای تنهایی هنوز هم ادامه داره و من دوسشون ندارم.....

حرفهای گل دختر در 14:20 |  +   • 

86/05/09

زندگی یک مرد ایرانی

یک مرد ایرانی از ابتدای زندگی تا مرگ با اتفاقات زیادی روبه رو میشه و مراحل مختلفی رو پشت سر میگذاره و با وجود تفاوت های جزئی که در زندگی ما ایرانیا وجود داره ولی زندگی همه ما معمولاً به طریقی هست که در زیر واستون اعلام میکنم:

 1-در ابتدا مانند هر موجود زنده دیگری زندگی ما ایرانی ها در اثر شیطونی دو فقره انسان به نام پدر و مادر آغاز میشه!

 2-حدوداً 9 ماه بعد از اینکه در یک شب سرد پاییزی و یا شب خنک بهاری ابر و باد و مه و خورشید و فلک و پدر و مادر دست به دست هم دادند  و رشته زندگی ما رو سرشتند ما هم قدم رنجه میکنیم و پا های مبارکمان رو وارد این دنیا میکنیم.

 ۳-از لحظه ای که به دنیا میایم تا سن حدود 2 سالگی هیچ چیزی رو به خاطر نداریم و به عبارتی شعور و ادراکمون هنوز اونقدر کامل نشده تا بفهمیم این2 سال بهترین سال های عمرمون بوده که گذشته!هم غذا میذاشتن تو دهنمون هم نیازی نبود پاشیم بریم دست شویی تازه همیشه یه لشگر آدم تو صف وایساده بودند تا ما رو بغل کنند و بمون حال بدند!!!!

 4- از سن 2 سالگی به بعد تازه اول بد بختی هامون شروع میشه! اول از همه اینکه به محض اینکه از خواب بیدار میشیم یه جمله نفرت آمیز میره رو اعصابمون:بگو مامان! و تا این کلمه رو نگیم از غذا خبری نیست! ثانیاً دیگه مثل سابق تحویلمون نمی گیرند و 6 ساعت هم که گریه کنیم وهیچ کس به روی خودش نمیاره.تازه بعد از اینکه کلی اذیت شدیم و گریه کردیم یه آقایی که قراره ما بعداً بش بگیم بابا این جمله رو میگه: خانم پاشو این بچه رو خفه کن!

 5-سن 2تا 5 سالگی آخرین سال های لذت بردن از زندگی هستش.سنی که درآن به شدت برای پدر و مادر غیر قابل تحمل و برای مادر بزرگ و پدر بزرگ بسیار دوست داشتنی میشیم.به طوریکه بیشتر وقتمون رو پیش مادر بزرگ میگذرونیم  و اون شخصی که تا چند وقت پیش خودشو میکشت تا ما بش بگیم مامان در این لحظه همراه دوستاش رفته خرید و یا کلاس های بازیابی قوای جسمانی و روحانی بعد از زایمان فرزند!

 ۶-از حدود 5 سالگی تا 7 سالگی اولین ضربه های روحی را می خوریم. ابتدا وقتی که داریم با کلی ذوق شوق ماجراهای قسمت آخر کارتون الاغ باهوش و گلابی زرنگ رو برای شخصیت بابا تعریف میکنیم با این جمله رو به رو میشویم:آفرین پسرم حالا برو توی اتاقت با اسباب بازی هات بازی کن!(و این اوج احترام نگذاشتن به احساسات یک پچه است!) سپس و در حالیکه از جناب بابا نا امید شده ایم به آشپزخانه میرویم تا نظر مامان را درباره اینکه چرا الاغ باهوش گول گلابی زرنگ خورد را بپرسیم که در آنجا نیز با چنین جمله ای رو به رو میشویم:پسرم از آشپزخونه برو بیرون تا مامان بتونه کاراشو انجام بده!!!!! و نیز همچنین جمله ناراحت کننده(پسرم وقتی میریم مهمونی مثل یه آقا بشین سر جات و تا بهت میوه تعارف نکردند دست نمیزنی و شکلات هم یه دونه بیشتر نخوری ها!) را برای اولین بار  میشنویم.

 7-در سن 7 سالگی –به دلیل رفتن به مدرسه- کمی از احترام از دست رفته مان را باز می یابیم و دوباره عزیز می شویم.ضمناً با این نکته آشنا میشویم که ما دو تا مامان داریم!که یکی از آنها برای ما غذا می پزد و دیگری به ما درس میدهد و کلی جلوی اهل فامیل و دوستان به خاطر اینکه آنها دو تا مامان ندارند پز میدهیم! فقط متوجه این نکته نمی شویم که چرا وقتی از مامان دوممان پیش مامان اولمان تعریف میکنیم شب را باید بدون شام به خواب برویم! ولی در مقابلش پدرمان نسبت به وضعیت تحصیلی ما بسیار پیگیر می شود!!!!

 8-در سنین 8 تا 11 سالگی یواش یواش تبدیل به یکی از وسایل و لوازم خانه می شویم!ضمناً می فهمیم  مامان دومی سر کاری است و فقط این حرف رو به ما زدند تا معلم مدرسه با خیال راحت و بدون عذاب وجدان ضربات خط کش را بر پیکرمان فرود بیاورد!

 9-از 12 تا 14  بدترین دوران زندگیه.چون هنوز بچه هستیم ولی همه به اصرار میخوان به ما بقبولونند که بزرگ شدیم !کوچکترین شیطونی با ضربات مشت و لگد و سیلی پدر جواب داده میشه. در این زمان با چگونگی شکستن شیشه همسایه توسط توپ فوتبال و همچنین چگونگی دزدیدن پرتقال از میوه فروشی و تیکه پرانی به دخترای مدرسه بغلی آشنا میشیم.

 15-سن 15 تا 18 سالگی یکی از مراحل فاجعه آمیز زندگی ماست.چون (با اینکه هنوز فنچ هستیم) خودمون فکر میکنیم که بزرگ شدیم ولی اطرافیان کماکان معتقدند دهنمون بوی شیر میده.آشنایی با جنس مخالف و ایستادن به مدت های طولانی جولوی دبیرستان دخترانه و انجام شوخی های بسیار بد در خیابان و اتوبوس و .... از ویژگی های بارز ما در این سن هستش.ضمناً در این زمان تمامی خواسته هایی که از پدر و مادر داریم به شرط موفقیت در کنکور جامه عمل به خود خواهد گرفت!(حال میکنید ادبیات رو؟!؟!؟!)

 16-سن 18 تا 24  رو یا در حال گذروندن دوران دانشگاه هستیم یا در حال گذروندن سربازی.نکته جالب اینه که با اینکه در این دوران دهنمون صاف میشه ولی در ادوار بعدی زندگیمون  همیشه از این دوران به خوبی یاد میکنیم.(ببینید تو دوره های بعدی زندگی چه پدری ازمون در میاد که این دوران رو بهترین دوران زندگی مون میدونیم!)

 17 -از سن 24 تا 26 سالگی مثل احمق ها میریم تو فاز ازدواج و اونقدر تو گوشمون می خونن تا اینکه خر میشیم و میریم زن می گیریم.خودمون کم بدبختی نکشیدیم که حالا باید یه بیچاره دیگه رو هم توی این سرنوشت نکبت بار شریک خودمون کنیم!

 18-از سن 26 تا 28 هنوز توی فاز خریت هستیم!و داریم از زندگی زناشویی لذت می بریم!!!و زندگی رو بدون همسرمون پوچ و بی معنی میدونیم!(خریم دیگه!)در این سن بهترین لحظه های زندگی مان ساعت 2 بعد ازظهر(بعد از اتمام ساعت کاری) و پشت در خانه هنگام استشمام بوی قرمه سبزی (که از داخل خونه میاد) میباشد!ضمناً زیبا ترین صحنه زندگی مان- که حسابی باعث تحت تأثیر قرار گرفتنمان میشود- شستن جوراب هاب کثیفمان توسط همسرمان می باشد.ضمناً در این سن تمام پولی را که بدست می آوریم به پای صاحبان رستوران های شیک و لوکس میریزیم چون فکر میکنیم اگر به زنمون حال ندیم میره بمون خیانت می کنه.(احمقیم دیگه چیکار میشه کرد)

 19-از سن 28تا 29 شدیداً بدبین می شویم.پس اول به زنمون شک میکنیم و در را به روش قفل میکنیم.بعد میبینیم زندگی خیلی کسل کننده ست و ضمناً بوی قرمه سبزی که تا دو سال پیش مرهم دلمون بود الان بلای جونمون شده ومی فهمیم چه خریتی کردیم که ازدواج کردیم.میخوایم قضیه رو درست کنیم اما میزنیم چشمشم کور می کنیمو بزرگترین حرکت ابلهانه عمرمون رو انجام میدیم(تازه فکر میکنیم این جوری با یه تیر دو نشون زدیم:یعنی هم دست زنمون رو بند کردیم که هوایی نشه و هم به زندگیمون یه تنوعی دادیم)پس یه شب گرم تابستان یه سری عملیاتی انجام میدهیم به نام جفت گیری!!!

 20-از سن 28 تا 40 شدیداً مثل یک حیوان نجیب کار میکنیم تا بتونیم خرج همسر و اون موجود نو رسیده نامیمون! رو دربیاریم. یک رقیب در خانه پیدا میکنیم به اسم بچه:تمام میوه های خوب رسیده مال بچه ست ولی میوه های گندیده و نرسیده مال ما! بهترین قسمت غذا مال بچه ست و ته مونده اش مال ما.واسه بچه هر  هفته لباس جدید می خریم اما خودمون هر دوهفته یه وصله به لباس هامون اظافه میشه و......

 21- سن 41 سکته میکنیم!

 22-سن 41 تا 55 شدید تر از قبل و مثل تراکتور کار میکنیم تا خرج جهیزیه دختر دم بختمون و هزینه دانشگاه آزاد پسرمون رو در بیاریم

 23-سن 56 ایضاً سکته میکنیم و بازنشست میشم.

 24-سن 57 میریم خونه سالمندان

 25-سن 57 تا 70 الکی صبح رو به شب و شب رو به روز میرسونیم.یواش یواش واسه همه خسته کننده میشیم و کلی غرغر می کنیم و از بدی روزگار و نامروتی فرزند گله میکنیم.

 26-سن 70 سالگی به بعد میمیریم و به درک واصل میشیم!

 

حرفهای گل دختر در 8:30 |  +   • 

86/05/08

کمی بخندیم!!!!!!!

حرفهای گل دختر در 8:27 |  +   • 

86/05/07

کسی

مراد خاطر ما مشکل است و مشکل نیست

                                          اگر مراد خداوندگار ما باشد

حرفهای گل دختر در 17:50 |  +   • 

86/05/07

کلوز آپ

پلان اول:

جمعه بعداز ظهر٬چشم من به پرده سینما دوخته شده وباورم نمیشه که پرویز پرستویی همچین فیلم چرتی رو بازی کرده باشه!!!!!!

میام خونه٬امین تارخ رو تو تلویزیون میبینم.باخودم فکر میکنم شاید بهتر باشه پرستویی هم تو اوج دیگه بازی نکنه که همیشه ذهنیت خوبی از ش داشته باشیم......

پلان دوم:

شنبه صبح:

الو ببخشید الان رو پرده چه فیلمیه؟

- روز سوم....

ببخشید نمی دونید سنتوری اکران شده یا نه؟

ـ خانم سنتوری رفت واسه عید فطر که اکران بشه...

بله؟؟؟؟؟؟؟ چرا عید فطر؟

رفتم تو نت و با این تیتر روبرو شدم:

                    سنتوری قربانی مدیریت های کوتاه مدت شد!!!!!

فیلم دوباره باید بازبینی بشه و اصلا شاید مجوز پخش نگیره و از این حرفا......

ای بابا! مگه این فیلم چی داره ؟ من قصه اش رو میدونم. چیز خاصی نداره....آهان شاید چون رادان موهاش بلنده و از مرداد با بدحجابی مبارزه میشه٬اجازه پخش نداره.....

پلان سوم:

یک شنبه صبح٬دانشگاه.دنبال نمره هام می گردم. ۲۵تا برد رو نگاه کردم و چشم چرخوندم تا نمره هامو پیدا کنم اما آخرش هم دیدم که بعد از ۳هفته که از امتحان ها گذشته هنوز دوتا از درس ها نمره نداشت!!!!!

پلان آخر:

فعلا تریپ ضد حاله....البته من نمی ذارم این طوری بمونه.خودم یه جوری ردیفش میکنم....

حرفهای گل دختر در 16:19 |  +   • 

86/05/07

کسی

تا که بودیم نبودیم کسی

              کشت ما را غم بی همنفسی

تا که مردیم همه یار شدند

              خفته ایم و همه بیدار شدند

یه سالهایی هست تو زندگی که آدم احساس تنهایی عجیبی می کنه.چیه؟ تعجب کردی؟ درسته که شاید چند ساعت یا نهایتا چند روز طول بکشه یا شاید چند لحظه! اما اونقدر بد و وحشتناکه اونقدر به درازا میکشه که آدم فکر میکنه سالهاست که تنهاست.....

و من سالهاست که تنهام......

حرفهای گل دختر در 9:42 |  +   • 

86/05/03

بدون شرح

حرفهای گل دختر در 14:21 |  +   • 

86/05/03

یه لحظه هایی تو زندگی هست که فقط لحظه است....

حتی اگه ساعتها و روزها و سالها هم طول بکشه

فقط لحظه است

آخه اونقدر شیرینه

اونقدر می چسبه

که......

خیلی هم زود تموم می شه کاش بیشتر بود

حرفهای گل دختر در 10:14 |  +   • 

86/05/01

سخن بزرگان

آنچه بوده است

همان است که خواهد بود

و آنچه شده است

همان است که خواهد شد

و زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست.......

"پائولو جان"

حرفهای گل دختر در 14:15 |  +   • 

86/05/01

آقایون بخوانند خانم ها بدانند

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آأرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "


اين مطلب رو براي تمام خانمهاي باهوشي كه به يه لبخند نياز دارن بخونین

حرفهای گل دختر در 9:37 |  +   • 

86/05/01

یک تجربه

همیشه یادتون باشه چیزی که به عنوان ندای قلبی یا الهام بعضی وقتها سراغ ما میاد٬با اون فکری که در زمان استرس دائما در مخ ما می چرخه فرق داره!!!!!!!

ندای قلبی فقط یه لحظه یه ذهن می رسه و در زمانی که آرامش داریم. اما در زمانی که استرس داریم یه فکری دائما تو ذهنمون می چرخه و ما فکر میکنیم این همون ندای قلبیه.....

حرفهای گل دختر در 8:41 |  +   •